امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار زیبـای وحشــی بافقــی
#21
منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
[align=right]هر که باشد، دوست دارد دوستار خویش را  
[align=right]هر نگاهی از پی کاریست بر حال کسی
[align=right]عشق می‌داند نکو آداب کار خویش را...
پاسخ
#22
خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
سوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را  
خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد است
قرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را  
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
کاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را  
گرد ننشیند به طرف دامن آزادگان
گر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را  
می ز رطل عشق خوردن کار هر بی ظرف نیست
وحشیی باید که بر لب گیرد این پیمانه را 

پاسخ
#23
قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
مرد صاحب درد، درد مرد، می‌داند که چیست  
هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما
حال تنها گرد، تنها گرد، می‌داند که چیست  
رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته‌اند
آنکه نخل حسرتی پرورد می‌داند که چیست  
آتش سردی که بگدازد درون سنگ را
هرکرا بودست آه سرد، می‌داندکه چیست...

پاسخ
#24
جان سوخت ز داغ دوری یار مرا  
افزود صد آزار بر آزار مرا  
من کشتنیم کز او جدایی جستم
ای هجر به جرم این بکش زار مرا  

پاسخ
#25
آن سرو که جایش دل غم پرور ماست
[align=right]جان در غم بالاش گرفتار بلاست  
[align=right]از دوری او به ناخن محرومی
[align=right]سد چاک زدیم سینه جایش پیداست 
پاسخ
#26
اندر ره انتظار چشمی که مراست
بی نور شد و وصال تو ناپیداست  
من نام بگرداندم و یعقوب شدم
ای یوسف من نام تو یعقوب چراست و
پاسخ
#27
کوی تو که آواره هزاری دارد
هرکس به خود آنجا سر و کاری دارد  
تنها نه منم تشنه‌ی دیدار، آنجا
جاییست که خضر هم گذاری دارد 

پاسخ
#28
می‌خواست فلک که تلخ کامم بکشد
ناکرده‌ی می طرب به جامم، بکشد  
بسپرد به شحنه فراق تو مرا
تا او به عقوبت تمامم بکشد 

پاسخ
#29
در کوی توام پای تمنا نرود
من سعی بسی کنم ولی پا نرود  
[align=right]خواهم که ز کویت روم اما چه کنم
[align=right]کاین بیهده گرد پا دگر جا نرود
[align=right]

پاسخ
#30
کس نزد هرگز در غمخانه‌ی اهل وفا
گر بدو گویند بر در ، کیست گوید آشنا  
چیست باز این زود رفتن یا چنین دیر آمدن
بعد عمری کامدی بنشین زمانی پیش ما  
چون نمی‌آید به ساحل غرقه‌ی دریای عشق
می‌زند بیهوده از بهر چه چندین دست و پا  
گفته‌ای هر جا که می‌بینم فلان را می‌کشم
خوش نویدی داده‌ای اما نمی‌آری بجا  
چهره خاک آلود وحشی می‌رسد چون گرد باد
از کجا می‌آید این دیوانه‌ی سر در هوا

پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  گلچین اشعار شاه نعمت الله ولی ARSAM 13 6,058 2015-06-08، 02:35
آخرین ارسال: ARSAM
  اشعار زیبــای حسیــن پناهــی ARSAM 17 7,141 2015-06-08، 02:03
آخرین ارسال: ARSAM
  اشعار کـــوتاه و زیبـای رودکـی ARSAM 10 4,599 2015-06-08، 01:55
آخرین ارسال: ARSAM
  : اشعار زیبای سهــراب سپهــری ARSAM 36 14,110 2015-06-08، 01:40
آخرین ارسال: ARSAM
  :: اشعار زیبای مـهــدی سـهیلـی ARSAM 13 5,878 2015-06-08، 01:24
آخرین ارسال: ARSAM

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان