ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
آیا احساس می کنی همه ی سال های گرانبهای عمرت را به هدر داده ای وچیزی نیندوخته ای؟
اما همه چیز از دست نرفته است.هنوز وقت باقی است.
برخیر،وروحت را تعالی بخش.
با گذشته جنگ مکن،بلکه از آن فرا رو.
چگونه؟
با تسلیم خود به خدا:
«خداوندا تقصیرات وشکست هایم را نزد «تو»می آورم مرا چنان چه هستم بپذیر.
مرا از آنِ خودت ساز.
زندگی ام را الهیت بخش.»
اگر با ایمان وعشق به خدا رو کنیم،کاری نیست که خداوند برای ما انجام ندهد.
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
2 اردیبهشت
رهایی از اسارت وابستگی یکی از ارمغانهای برنامهی خودیاری و بهبودی است. این هدیهای است که خداوند آن را عطا میکند. هرهدیهای ارزشی دارد، برای من این هدیه ارزشمند و یک معجزهی بزرگ و باشکوه است، مثل نجات از مرگ و نیستی یعنی تولدی دوباره. اکنون آمادهام که بهای این معجز و بهبودی را با کمک به خودم و تازهواردان و خدمت به جامعه و افراد خانوادهام بپردازم. بهبودی زُکات دارد و من اوّلین قدم را برمیدارم و در مقابل خواست و ارادهی خداوند گردن خم کرده و عشق او را به دیگران میدهم. دومین قدم در این مسیر دست کشیدن از خودخواهی و خودمحوری و خودشیفتگی است. آیا رها کردن آنها این بهای زیادی برای بهدست آوردن آزادیم است؟ آیا تمایل دارم که خداوند مرا در برطرف کردن نواقص شخصیتی دیگرم مرا یاری دهد؟ آیا خداوند حامی و راهنمای من در این جایگزینیهاست؟ آیا این رهنمودها مرا بهسوی رهایی از وابستگیها هدایت خواهد کرد؟ سهم من فقط تلاش برای بهبودی در فقط برای امروز است. رهایی و آزادی از عادت، وابستگی و هموابستگیها و بهبودی در رأس هر کاری و افکار و دیگران قرار دارد.
تغییرات را از درون شروع کن!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
2 اردیبهشت از کتاب اندیشه امروز
با نگاهي به گذشته در مي يابم كه چه اوقات گرانبهايي را براي پيدا كردن معايبواشكلات ديگران از دست دادهام. شايد با جستجو و بزرگ نشان دادن معايبديگران سعي در پنهان نگاه داشتن نواقص خود داشتم. امروز نتايج زيانبار اين طرزتفكر را درك كرده و پي بردهام كه رضايت خاطر ناشي از اثبات خطاهاي ديگران درحقيقت مجوزي بوده است براي پنهان نگاه داشتن و عدم توجه به نواقص اخلاقيخود.آيا من هنوز با بزرگ جلوه دادن اشتباهات ونقايص ديگران سعي در برائت خوددارم؟آيا هنوز چون گذشته بانديده گرفتن نواقص اخلاقي خود و توجه به ديگران سعي درفريب خود و آنها دارم؟آيا من درك كردهام كه پرداختن به اشكالات شخصيتي ديگران چنان مرا به مشغولخواهد كرد كه مجالي براي توجه و پرداختن به خود نخواهم يافت؟آيا من حقيقاً به علت واقعي توجه به عيوب ديگران پي بردهام؟
«سرزنش ديگران فرار از خويشتن است.»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست