امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گفت و شنودی با خدا
#1
[font][bgcolor=#F0FFF0]گفتم: خسته‌ام[/bgcolor]

[bgcolor=#F0FFF0]گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید [/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#f0fff0](زمر/53)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#2
[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای![/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#3

[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: تا کی باید صبر کرد؟[/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#4
[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟[/bgcolor][/font]


[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#5
[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه![/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#f0fff0]گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#6
[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: "انا عبدک الضعیف الذلیل..." اصلا چطور دلت میاد؟[/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "ان الله بالناس لرئوف رحیم" خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهربان است (بقره/143)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#7
[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: دلم گرفته[/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#8
[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله[/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "ان الله یحب المتوکلین" خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#9


[font][bgcolor=#ccffcc]گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن![/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره" بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/۱۱)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#10
[font][bgcolor=#ccffcc]فتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛[/bgcolor][/font]

[font][bgcolor=#ccffcc]گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم (بقره/186)[/bgcolor][/font]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان