امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعری از قلام محمد حسین طباطبایی
#1
کیش مهر



همی گویم و گفته ام بارها......................بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در کیش مهر....... .برون اند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور...........ندارند کاری دل افگارها
به جز اشک چشم و به جز داغ دل ..........نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان .....................میان دل و کام، دیوارها
چه فرهادها مرده در کوهها ............... چه حلاجها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار ............مگر توده هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان ..................نبازند هرگز به مردارها
مهین مهر ورزان که آزاده اند ...............بریزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفته اند ...............چه گلهای رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر ................به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت ..........زند بارگه ،گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبارها ..................در آیینه ی آب، رخسارها
رود شاخ گل در بر نیلفر ....................برقصد به صد ناز گلنارها
درد پرده ی غنچه را باد بام .............. ..هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ ..............خروشد ز سرو و سمن، تارها
به یاد خم ابروی گل رخان ..................بکش جام در بزم می خوارها
گره از راز جهان باز کن ...................که آسان کند باده، دشوارها
جز افسون و افسانه نبود جهان .............که بستند چشم خشایارها
به اندوه آینده خود را مباز ..................که آینده خوابی است چون پارها
فریب جهان مخور زینهار ..................که در پای این گل بود خارها
پیاپی بکش جام و سرگرم باش .............بهل گر بگیرند بیکارها

پاسخ
#2
دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست

اگر برف ببارد هست اگر برف نبارد نیست

مثل دنیای من و تو

اگر تو باشی هستم

اگر نباشی ..................
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست - شعری از شهریار meshki 2 1,637 2013-12-07، 10:19
آخرین ارسال: abbas

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان