امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سنگ مزار
#1
بر سنگ مزارم بنويسيد

اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . .Heart
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ
#2
عشــــــق واقعی اونجاست که . . .
دختــــر با تمام عصبانیت بامشت بکوبه روی سینه عشقش ،
وبهش بگه بــــرو تنــــهام بذار. . .
ولــــی . . .
اون آروم بغلش کنه بگه؛ نزن دستت درد میگیـــره . .
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
مرا هر جور خواهی دربه در کن جفایت را از این هم بیشتر کن بزن با عشق خود آتش به
جانم .

—————————————-

در کویر سبز عشق،این سخن از من بگیر مرگ تو مرگ من است،پس تمنا میکنم هرگز نمیر.

—————————————-

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست.

—————————————-

زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم
به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)

—————————————-

زنده ام با نام تو پژمرده ام بی نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر دیدار تو.

—————————————-

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی،لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی،دل
تنها و غریبم
داره این گوشه میمیره،ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره.

—————————————-

فردا هایی که هیچ وقت نمیرسند هم بهانه خوبی است برای امیدوار بودن،برای زندگی بهتر
داشتن،برای یک نفس راحت کشیدن،خدایا شکر.

—————————————-

با آب طلا نام حسین قاب کنید،با نام حسین یادی از آب کنید،خواهید که سربلند و جاوید
شوید،تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید.

—————————————-

ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوست،ما طالب مرگیم ولی در طلب دوست،ما تشنه دردیم ولی
از غم هجرانیم،درویش نگاهیم ولی با لب خندان.

—————————————-

به سه دلیل دوستت دارم دو تاشو نمیدونم یکیشم یادم نیست.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
«از شبنم عشق خاکِ آدم گِل شد// صد فتنه و شور در جهان حاصل شد// سر نشتر عشق بر رگ روح زدند// یک‌قطره فروچکید، نامش دل شد»
افضل‌الدین کاشانی
پاسخ
#5
خدايا! به من رفيقي بده كه با من گريه كند. دوستي كه با من بخندد را خودم پيدا خواهم كرد !
پاسخ
#6
آب و هوای دلم آن قدر بارانیست که رخت های دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست. این گونه است که دلم برایت همیشه تنگ است…


هر کسی برای خودش خیابانی دارد…
کوچه ای…
کافی شاپی..
و شاید عطری…
که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان