ارسالها: 883
موضوعها: 607
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
60
خداوندی هست که میتواند عقل مرا به تناسب و تعادل برساند به شرطی که من روشن بین و جویا و طالب این مسیر باشم و حرکت کنم
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
در قدم دوم پي بردم که خلي در درون من است که رفتارهای نا عا قلانه ی من به علت همین خاعه درونی از من سر میزنه نیروی را جای گذین افکار معتاد وار خود کردم واز او درخواست کمک نمودم تا بتوانم بر نواقصمک قلبه کنم در قدم دوم نیرو های منفی خود را شناسای نمودم نکته اساسی در قدم دوم امید است وانسان ناامید مرده است زمانهایث که از خود احساس رضایت ندارم در انکار هستم متوجه شدم که قدرتی وجود دارد که مي تواند زندگي ديدگاه باورها ارزشها وتفکر مرا تقیر دهد یکی از نشانهای عدم سلامت عقل نداشتن اگاهی مثبت بود تمام اگاهی من مخرب ومنفی بود در قدم دوم ایمان باور امید فروتنی وتواضع اصول روحانی میباشد و لزومش کاملان مشعود است متوجه شدم که فراینده ایمان اوری برای رهای از بسیاری از مشکلات زندگی کار امد میباشد باور کردم کسانی که در راه سلامت عقل قدم برداشته اند سلامت عقل به تور نصبی به اتنها باز گشته وبه من هم باز خواهد گشت لحظه ای که پذیرفتم این بیماری با من است متواضع شدم
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 21
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Nov
من میتوانم بگویم که درک من از قدم دو مشورت در تمام امور زندگیم با راهنمایم است چون به ایمان دارم و پیام خداوند را از دهان او میشنوم
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
49-عنوان هرقدم چکیده ومحتوی آن قدم است کارکردقدم2درک مراازقدم1بیشترکردتابتوانم درتصمیم گیری وسپردن درقدم3موفقترعمل کنم. فرآیندایمان آوری برای من به مرور وبه آهستگی باکارکردقدم2شروع شدوکمک کردتادریچه افکارم بازشودتابتوانم ازکمکهای خداوندودیگران استفاده کنم واززاویه زیباتری به زندگی نگاه کنم حرف گوش کن شدم ودست ازاحساس دانایی وتوانایی برداشتم وآگاهی نسبی درموردنیروی برترپیداکردم پذیرفتم که عاجز وناتوانم وبه این باوررسیدم که سلامت عقلم رابواسطه مصرف موادمخدروبیماری اعتیادازدست داده ام وروی افکارورفتارم تعادل ندارم ومرتب درحال افراط وتفریطم قدم2بمن یاددادکه احساساتم راچه خوب وچه بدنمیتوانم تغییردهم امامیتونم درلحظه شناساییش کنم وافکار ورفتارم راتغییردهم وحالا آماده پذیرش کمکهای نیروی برترم هستم ومیدانم که باکمک او باورهای جدیدبرایم قابل هضم ترخواهد شد?