امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطره ها
#1
همیشه خاطره ها خیلی شیرین اند اما گاهی آنقدرشما را دلگیر می کنند که به گریستن ناگزیری .....
کاش انسان می توانست هر لحظه آنجایی باشد که دلش هست .



امروز سبددعایم را برداشتم و آنرا بسوی خدا گرفتم اسمت را با مهرت داخل آن گذاشتم / سبد پر شد از مهربانی / صبوری / سخاوت / سلامتی /لبخند گلهای بهاری آن را به سویت می فرستم / خانه ات آباد پر کن از این هدیه .


از صدای سخن آب چنان می فهمی تندتر از آب روان عمر گران می گذرد...
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
آنفدر سیر بخند که ندانی غم چیست .....!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#2
دلم دیگر به زندگی گرم نیست.
مادرم میگوید:باید به خودت برسی اما چگونه!
وقتی از هر طرف میروم به خاطرات تو میرسم......
پاسخ
#3
خوبم ، باور کن...

اشک ها را ریخته ام...غم ها را خورده ام....نبودن ها را شمرده ام......

این روزها که می گذرد خالی ام...خالی از خشم ،نفرت،دلتنگی وحتی ازعشق...

خالی ام از احساس....!


بگویید بر گورم بنویسند:

زندگی را دوست داشت ولی آن را نشناخت..
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد!
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود ولی کسی بدان راه نیافت..
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد..
و خلاصه بنویسید زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
به من گفت برو گورِت رو گم کن …
و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
“زبانم لال !”
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#5
آرام بگیر دلم . . .
تنگ نشو برایش . . .
مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !
“ چیزی بینمان نبوده ”


هر شعر
گریز از یک گناه بود
هر فریاد
گریز از یک درد
و هر عشق
گریز از یک تنهایی عمیق
افسوس که تو
هیچ گریزگاهی نداشتی.
.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.

من ندیدم بدی، سایه اش را بفروشد به زمین.

رایگان می بخشد، نارون شاخه ی خود را به کلاغ.

هرکجا برگی هست شور من می شکفد.

مثل بال حشره وزن سحر را می دانم.

مثل یک گلدان، می دهم گوش به موسیقی روییدن.

مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.

تا بخواهی خورشید، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.



من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بوته ی بابونه

من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.

پاسخ
#7
ﺁﺩﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭ

ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ …
پاسخ
#8
میگن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه
حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چیکار کنم!؟
پاسخ
#9
از آدم ها دلگیرم که گرم میبوسند و دعوت میکنند/سرد دست میدهند و به چمدانت نگاه میکنند

پروردگارا:گلی دارم که روزگارفرصت دیدارش را ارزانی ام نمیدارد اما تو شاهد باش که قلبم برای او و به یاد او می تپد!!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#10
چترها را باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را, خاطره را, زیر باران باید برد

با همه مردم شهر, زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید

عشق را زیر باران باید جست

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت, حرف زد, نیلوفر کاشت.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان