ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
من در برابر هر چیزی عاجزم.بخاطر بیماری اعتیاد و وابستگی من در برابر دنیای درون و بیرونم عاجزم.استفاده کردن از نواقص طی سالهای زیاد به مرور باعث شده انها جزو عادات ناپسند من باشم و اصطلاحا انها زندگیم را اداره کنند و مرا به بند خود بکشند.و وقتی انها جزو شخصیت من گشتند تبدیل به یک وابستگی ناسالم شدند
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 403
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Dec
اعتبار:
99
من فردی هستم که از دوران کودکی آموخته ام که با عادتهای ناسالم خودم زندگی کنم. من نمیدانستم که برای اداره زندگی یک فرد 62 ساله نمیتوان از آن عادتهای دوران کودکی بهره گرفت، اما هیچ هنر دیگری را برای اداره کردن زندگی(مهارتهای زندگی) نداشتم و همان عادتها آنقدر در من ماند و من هم حمایش کردم که آنها بمرور مزمن شدند و بنام وابستگیهای ناسالم در من هرروز قوی تر شدند و کاملا زندگیم را در اختیار گرفتند و من را با خودشان به هرطرفی کشاندن و من چون برای اداره زندگی راهکار و مهارتی نداشتم از این عادتها برای اداره کردن زندگیم استفاده میکردم و هر روز شکست پشت شکست برایم می آمد و من هیچ اختیار و حق انتخابی برای انجام ندادن آنها نداشتم و من در بی اختیاری کامل و بصورت اتوماتیک آنها را انجام میدادم و اکنون آن عادتهای بجامانده از دوران کودکی تبدیل به وابستگی و هموابستگی و هموابستگی مزمن شده است...