ارسالها: 403
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Dec
اعتبار:
99
در واقعیت بدلیل مجحول بودن روابط بین من و خداوند و عدم آگاهی از شرح وظایف خودم با خداوند که در کدام قسمت باید بسپارم، سهم من چیست و سهم خداوند چیست؟ این روش من همان عادتی است که از خداوند می ترسیدم و وقتی از کسی می ترسم به او اعتماد نکنم و بسراغش نروم و از او فراری باشم، این روشی بود که همیشه با من بود و در این میان همین رویه هرچند بهتر شده است. اما ترس همان ترس است و اینکه عاقبت من با این سپردن ها چه خواهد شد و سهم منکجاست و سهم خداوند چیست، من انسان هستم و برای کار و تلاش خلق شده ام و دوست دارم همیشه در سعی و تلاش هم باشم، نکند سپردن بخدا باعث شود یک موجود بدرد نخور و بی لیاقتی باشم. این ترسها جلوی تمایلاتم را میگیرد . اما از طرف دیگر تخریب این عادتها هم من را به آشفتگی و ویرانی کشانده است و من با لیست این عادتها و عجزهایی که دارم نمیتوانم ادامه بدهم و با اینکه در مقابل برنامه و خداوند تسلیم هستم اما بیماری در من جفت خودش را می اندازد و در این رابطه راهنمایم نقطه امیدواری را به من نشان میدهد که اینکار در نزد ما عادتی ها یک امر عادی است و بزودی متوجه خواهیم شد و ما یک روزه بیمار نشده ایم و یک روزه هم بهبودی پیدا نخواهیم کرد فقط باید در این رابطه خودمان را تنها نگذاریم...