ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
من مسوول بیماری خودم نیستم اما مسوول بهبودی ام هستم و ضمنا باید مسوولیت عوارض بیماریم را قبول کنم.بیماری من باعث شد به دیگران خسارات زیادی بزنم اما بیشتر از همه به خودم صدمه زده ام.من ضمن بخشیدن خودم میبایست مسوولیت تمام کارهای خوب و بد و بی اثرم را قبول کنم و تغییر رفتار بدهم و جبران خسارت کنم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
کاملا شخصی
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
تا زمانی که نتوانم خودم را ببخشم نمی توانم دیگران را ببخشم ، کوتاه آمدن ،ترسیدن ،ملاحظه کردن بخشیدن نیست .باید بدانم در صورت توانایی و داشتن قدرت توان بخشیدن را دارم یا نه . باید با تمرین و تکرار خودم را ببخشم .بخشش یک فرایند است که باید آن را بیاموزم و تمرین کنم . بخشیدن نباید شرط داشته باشد نباید معامله باشد .یک عشق بلاعوض و بدون شرط است . بخشیدن از صفات خداوند است و چون در روح ما قسمتی از وجود خداهست .باید صفات خوب خداوند را در خود تمرین کنم.
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
27_باکارکردن این قدمهابه این باور رسیدم که این من نبودم که این همه خسارت وجنگ وخرابی برای خودم ودیگران درست کرده ام بلکه این تبعات بیماری اعتیادم بودکه باعث این همه مسایل برایم شده بود،خودم رابخشیدم وسعی کردم بارسیدن به درک وآگاهی ومشورت کردن وباکمک خداوند به مرور این خرابی ها را درست کنم.
متوجه شدم تازمانیکه خودم رانبخشیده ام نخواهم توانست دیگران راببخشم.
بخشیدن زمانی معنا ومفهوم پیدامیکندکه قلبأوباتمام وجود قدرت وتوانایی گذشت راداشته باشیم درآنصورت است که گذشت وبخشش معناپیدامیکند.
بخشش هم مانند بهبودی یک پروسه و فرآیندمیباشدکه باتکراروتمرین وبه مرور بدست میایدکه درآن نبایدهیچ شرط وشروطی وجودداشته باشد.
بخشیدن مشروط،یک معامله است نه بخشش.
درمعاملاتم غش داشتم،درروابط ودوستیهایم نادرستی کرده ام،به خودم خسارات زیادی زده ام بیشترازهمه بخاطراشتباهاتی که کرده ام ونتوانستم آنهاراجبران کنم.
خودم رابخشیده ام چون مسئول رفتار گذشته ام نبوده ام ولی درمورد بهبودیم بایدمسئولیت پذیرباشم.
بخشیدن زمانی شروع میشودکه در راستای بهبود دادن وتقویت آن حرکت کرده واقدام وعمل کنم.رفتارم راباید اصلاح کنم وبرای اصلاح آن باید اول اقرارصادقانه وبعدقبول مسئولیت کنم وآن رفتارهارادیگرتکرارنکنم.
تامن خودم رانبخشم این اتفاق ازطرف دیگران هم نخواهدافتاد.
اوج بخشیدن خودم زمانی برایم اتفاق می افتدکه تمامی خسارتهایی راکه زده ام جبران کنم ودیگرخسارت جدیدی نزنم.?