درود مهمان گرامی! ثبت نام

پروردگارا: آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.آمین


تبلیغات

نام بنر کانال تلگرام بانیان بهبودی
نام بنر

تابلو اعلانات انجمن بانیان بهبودی

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتابخوانی قدم اول(الانان)
#1
قدم يكم
ما اقرار کردیم که در مقابل الکلی عاجزیم و اختیار زندگیمان از دستمان خارج است.

عده زیادی از ما وقتی به الانان می آئیم ناامید و مأیوس هستیم. می خواهیم راهی پیدا کنیم تا بتوانیم شخص الکلی را ترک دهیم. عده ای دیگر در خانه الکلی زندگی می کردند و یا شریک الکلی خود را ترک کرده اند و مدت زمان زیادی با الکلی در حال مصرف زندگی نمی کنند. ما شاید تا زمانی که شروع به شناختن مشکلات آشنا در زندگی خودمان و روابطمان نکنیم، نمی توانیم نگاه درستی راجع به زندگی با وجود یک الکلی داشته باشیم.
اگر جزء آن دسته نباشیم که بحران ها و دردها، ما را به جستجوی کمک وادار کند به طور داوطلبانه وارد درهای الانان نمی شویم. اولین کلام از این قدم مفهوم بسیار مهمی را در برنامه بهبودی الانان بیان می کند، ما تنها نیستیم. در اولین جلسات ما صحبت این مطلب را درک می کنیم. همانطور که خوش آمد الانان می گوید: ما بعنوان کسانی که با الکلی زندگی می کنیم یا می کرده ایم مشکل الکلیسم را آن طور می فهمیم که شاید تعداد کمی آن را بفهمند. ما هم تنها بوده ایم و همه کارهایی که انجام می دادیم بی نتیجه بود، اما در الانان کشف کردیم که هیچ موقعیتی حقیقتاً ناامید کننده نیست و این امید وجود دارد که ما بتوانیم خرسندی و یاحتی شادی را در شرایطی که شخص الکلی در حال مصرف است یا نیست بدست آوریم. فقط شنیدن این کلمات ممکن است به ما کمک کند که احساس کنیم که برای ما هم راه امیدی است.
وقتی می فهمیم که مصرف شخص دیگری زندگیمان را تحت تأثیر قرار داده، ممکن است بخواهیم همه چیز را گردن مشروبخواری او بیندازیم. ما مطمئن هستیم چیزها و کارهای زیادی وجود دارند که می توانیم بگوییم و یا انجام دهیم تا الکلی ترک کند. بنابراین مشکلات ما حل خواهد شد. وقتی که شخص الکلی در حال مصرف بود عقیده نداشتیم در مقابل الکل عاجزیم. نمی دانستیم الکلیسم یک بیماری است و عده ای از ما سعی می کردیم همه امور را در دست خودمان بگیریم. ممکن است مشروب او را دور ریخته باشیم بهانه تراشی، عیبجویی، سرزنش، مجازات و التماس نیز کرده باشیم. گاهی احساسات خود را پنهان می کردیم و یا از روبرو شدن با الکلی اجتناب می کردیم. فکر می کردیم که با این کارها باید الکلی ترک کند. ما ممکن بود گول طرح های ناتمام الکلی را بخوریم تلفن های او را جواب دهیم و اشتباهات او را بپوشانیم. مهم نبود چه می کردیم زندگی ما بهتر نمی شد و الکلی نیز تغییری نمی کرد. بنابراین برای برداشتن اولین قدم و پذیرفتن عجز در مقابل الکلیسم احتیاج داشتیم که بفهمیم الکلیسم یک بیماری است.
پزشکان معتقد هستند که الکلیسم یک بیماری پیشرونده است که می توان مهار کرد اما درمان شدنی نیست و بیماری است که در تمام مدت عمر در شخص وجود دارد. اولین نشانه آن غیرقابل کنترل بودن آن است. ولی الکلی آرزو دارد که بتواند نوشیدن الکل را کنترل کند. در مدت زمانی که الکلی مشروبخواری میکند این تمایل افزایش پیدا می کند. بعضی از الکلی ها سعی می کنند خانواده شان را متقاعد کنند که بطور تفننی مصرف می کنند. یعنی فقط در تعطیلات آخر هفته می خورند و در وقت های دیگر استفاده نمی کنند. اجبار برای مصرف معمولاً عود می کند. تنها راه جلوگیری از این بیماری مصرف نکردن است. بسیاری از الکلی ها در خلال رفتارهای گوناگون با موفقیت به بهبودی می رسند. برنامه الکلی های گمنام معمولاً برنامه مؤثر و قابل اجرایی است. تجربه به ما نشان داده است که قادر نیستیم مشروب خوردن کس دیگری را متوقف کنیم. این انتخاب شخصی خود الکلی است. الکلیسم یک بیماری خانوادگی است. و آن بدین معناست که الکلی بودن یکی از اعضاء خانواده باعث می شود که همه اعضای خانواده بیمار شوند. چرا این اتفاق می افتد؟ الکلیسم مثل بیماری قند، فقط جنبه جسمی ندارد بلکه در وابستگان نیز ایجاد می شود و بسیاری از نشانه های الکلیسم در رفتار الکلی وجود دارد. افرادی که با اشخاص الکلی زندگی می کنند تحت تأثیر رفتار آنها قرار می گیرند. سعی می کنند الکلی را کنترل کنند، مسئله را جبران و یا پنهان کنند، آنها اغلب خود را مقصر می دانند و به خود لطمه می زنند، عاقبت خودشان مضطرب می شوند. در جلسات الانان ما تجربه هایی را در مورد عاجز بودن در مقابل الکلیسم می شنویم، می شنویم که ما باعث الکلی شدن فرد دیگری نیستیم، نمی توانیم او را درمان کنیم و قادر نیستیم او را کنترل کنیم. یاد می گیریم تمرکز و توجه را به سوی خودمان برگردانیم. همچنین نگاه کردن به نقش سهم خودمان در مشکلاتمان، سخت است.
پذیرش قدم اول باعث شد که ما از مسئولیتهای غیرممکن رها شویم. ما سعی می کردیم بیماری الکلیسم و شخص الکلی را درک کنیم، با پیدا شدن آرامش در زندگی، ما باید افکار مخرب و شاید ترسناک خودمان را عوض می کردیم. باید از نو یاد می گرفتیم که از خودمان مراقبت کنیم.
وقتی که ما روی شخص الکلی و رفتار او تمرکز می کنیم ممکن است در برآورده کردن نیازهای اولیه و یا پوشانیدن اشتباهات شخص دیگری افراط کنیم ممکن است به خود کم بینی دچار شویم و عقیده نداشته باشیم که ما مستحق صرف وقت برای خودمان هستیم. مهم نیست که قضاوت خوب یا بدی از خود داشته باشیم درهر حال ما همیشه در ترک دادن شخص دیگری شکست می خوریم.در الانان ما کمک پیدا خواهیم کرد. ما در گذشته اشخاصی بودیم که مسئولیت های سنگینی مانند نگاه داشتن خانواده، شغل و شاید دنیا را به دوش کشیده بودیم در حالیکه همیشه الکلی در زندگی ما هرج و مرج و بی نظمی ایجاد می کرد. (در واقع همیشه مدیر بودیم) چطور می شود که شخصی که این همه مسئولیت را به عهده داشت حالا اینگونه عاجز باشد؟ درالانان ما در می یابیم که زمام امور زندگی از دست ما خارج است زیرا سعی می کنیم افراد وموقعیت ها را کنترل کنیم. ما ممکن است سخت متقاعد شویم که به جلسات بیائیم اما وقتی سرانجام به الانان می رسیم آماده هستیم برای چیزهای جدیدی سعی و کوشش کنیم. باید بپذیریم، کارهایی که انجام داده ایم و یا نداده ایم نمی تواند مشروبخواری شخص دیگری را متوقف کند. حالا چطور می توانیم به شخص الکلی کمک کنیم؟ در الانان یاد می گیریم چیزهایی را که نمی توانیم تغییر دهیم بپذیریم (یعنی الکل) و تغییر دهیم چیزهایی را که می توانیم (یعنی خودمان)
بهبودی یعنی اینکه یاد بگیریم توجه مان را روی خودمان متمرکز کنیم. زمانی که به عقب بر می گردیم و زندگیمان را نگاه می کنیم عجز خود را در مقابل الکلیسم می شناسیم. وقتی که از کنترل کردن مردم رفتارهایشان و یا الکلی ها دست برداشتیم. بار زیادی از دوش ما برداشته شد و آنوقت شروع به کشف توانائیهایی که در ما وجود داشت کردیم و یاد گرفتیم فقط می توانیم زندگی خودمان را اداره کنیم. کم کم زمام امور زندگیمان را در دست گرفتیم و شروع کردیم مسیر بهبودی خودمان را ببینیم.
در الانان یاد می گیریم که ارتباط سالمی با همه پیدا کنیم. قدم اول طریق برقراری ارتباط صحیح را با مردمی که در مقابل آنها عاجزیم، یادآوری می کند. وقتی سعی می کنیم دیگران را کنترل کنیم توانایی اداره کردن زندگی خودمان را از دست می دهیم، ولی در الانان یاد می گیرم رابطه خوب و صحیحی با خودمان داشته باشیم. قدم اول یک شروع درست در مسیر بهبودی ما است.
پاسخ
سپاس شده توسط: مائده ، sadaf ، yalda
#2
(2013-11-06، 08:21 )GOMNAM نوشته است:  
قدم يكم
ما اقرار کردیم که در مقابل الکلی عاجزیم و اختیار زندگیمان از دستمان خارج است.

عده زیادی از ما وقتی به الانان می آئیم ناامید و مأیوس هستیم. می خواهیم راهی پیدا کنیم تا بتوانیم شخص الکلی را ترک دهیم. عده ای دیگر در خانه الکلی زندگی می کردند و یا شریک الکلی خود را ترک کرده اند و مدت زمان زیادی با الکلی در حال مصرف زندگی نمی کنند. ما شاید تا زمانی که شروع به شناختن مشکلات آشنا در زندگی خودمان و روابطمان نکنیم، نمی توانیم نگاه درستی راجع به زندگی با وجود یک الکلی داشته باشیم.
اگر جزء آن دسته نباشیم که بحران ها و دردها، ما را به جستجوی کمک وادار کند به طور داوطلبانه وارد درهای الانان نمی شویم. اولین کلام از این قدم مفهوم بسیار مهمی را در برنامه بهبودی الانان بیان می کند، ما تنها نیستیم. در اولین جلسات ما صحبت این مطلب را درک می کنیم. همانطور که خوش آمد الانان می گوید: ما بعنوان کسانی که با الکلی زندگی می کنیم یا می کرده ایم مشکل الکلیسم را آن طور می فهمیم که شاید تعداد کمی آن را بفهمند. ما هم تنها بوده ایم و همه کارهایی که انجام می دادیم بی نتیجه بود، اما در الانان کشف کردیم که هیچ موقعیتی حقیقتاً ناامید کننده نیست و این امید وجود دارد که ما بتوانیم خرسندی و یاحتی شادی را در شرایطی که شخص الکلی در حال مصرف است یا نیست بدست آوریم. فقط شنیدن این کلمات ممکن است به ما کمک کند که احساس کنیم که برای ما هم راه امیدی است.
وقتی می فهمیم که مصرف شخص دیگری زندگیمان را تحت تأثیر قرار داده، ممکن است بخواهیم همه چیز را گردن مشروبخواری او بیندازیم. ما مطمئن هستیم چیزها و کارهای زیادی وجود دارند که می توانیم بگوییم و یا انجام دهیم تا الکلی ترک کند. بنابراین مشکلات ما حل خواهد شد. وقتی که شخص الکلی در حال مصرف بود عقیده نداشتیم در مقابل الکل عاجزیم. نمی دانستیم الکلیسم یک بیماری است و عده ای از ما سعی می کردیم همه امور را در دست خودمان بگیریم. ممکن است مشروب او را دور ریخته باشیم بهانه تراشی، عیبجویی، سرزنش، مجازات و التماس نیز کرده باشیم. گاهی احساسات خود را پنهان می کردیم و یا از روبرو شدن با الکلی اجتناب می کردیم. فکر می کردیم که با این کارها باید الکلی ترک کند. ما ممکن بود گول طرح های ناتمام الکلی را بخوریم تلفن های او را جواب دهیم و اشتباهات او را بپوشانیم. مهم نبود چه می کردیم زندگی ما بهتر نمی شد و الکلی نیز تغییری نمی کرد. بنابراین برای برداشتن اولین قدم و پذیرفتن عجز در مقابل الکلیسم احتیاج داشتیم که بفهمیم الکلیسم یک بیماری است.
پزشکان معتقد هستند که الکلیسم یک بیماری پیشرونده است که می توان مهار کرد اما درمان شدنی نیست و بیماری است که در تمام مدت عمر در شخص وجود دارد. اولین نشانه آن غیرقابل کنترل بودن آن است. ولی الکلی آرزو دارد که بتواند نوشیدن الکل را کنترل کند. در مدت زمانی که الکلی مشروبخواری میکند این تمایل افزایش پیدا می کند. بعضی از الکلی ها سعی می کنند خانواده شان را متقاعد کنند که بطور تفننی مصرف می کنند. یعنی فقط در تعطیلات آخر هفته می خورند و در وقت های دیگر استفاده نمی کنند. اجبار برای مصرف معمولاً عود می کند. تنها راه جلوگیری از این بیماری مصرف نکردن است. بسیاری از الکلی ها در خلال رفتارهای گوناگون با موفقیت به بهبودی می رسند. برنامه الکلی های گمنام معمولاً برنامه مؤثر و قابل اجرایی است. تجربه به ما نشان داده است که قادر نیستیم مشروب خوردن کس دیگری را متوقف کنیم. این انتخاب شخصی خود الکلی است. الکلیسم یک بیماری خانوادگی است. و آن بدین معناست که الکلی بودن یکی از اعضاء خانواده باعث می شود که همه اعضای خانواده بیمار شوند. چرا این اتفاق می افتد؟ الکلیسم مثل بیماری قند، فقط جنبه جسمی ندارد بلکه در وابستگان نیز ایجاد می شود و بسیاری از نشانه های الکلیسم در رفتار الکلی وجود دارد. افرادی که با اشخاص الکلی زندگی می کنند تحت تأثیر رفتار آنها قرار می گیرند. سعی می کنند الکلی را کنترل کنند، مسئله را جبران و یا پنهان کنند، آنها اغلب خود را مقصر می دانند و به خود لطمه می زنند، عاقبت خودشان مضطرب می شوند. در جلسات الانان ما تجربه هایی را در مورد عاجز بودن در مقابل الکلیسم می شنویم، می شنویم که ما باعث الکلی شدن فرد دیگری نیستیم، نمی توانیم او را درمان کنیم و قادر نیستیم او را کنترل کنیم. یاد می گیریم تمرکز و توجه را به سوی خودمان برگردانیم. همچنین نگاه کردن به نقش سهم خودمان در مشکلاتمان، سخت است.
پذیرش قدم اول باعث شد که ما از مسئولیتهای غیرممکن رها شویم. ما سعی می کردیم بیماری الکلیسم و شخص الکلی را درک کنیم، با پیدا شدن آرامش در زندگی، ما باید افکار مخرب و شاید ترسناک خودمان را عوض می کردیم. باید از نو یاد می گرفتیم که از خودمان مراقبت کنیم.
وقتی که ما روی شخص الکلی و رفتار او تمرکز می کنیم ممکن است در برآورده کردن نیازهای اولیه و یا پوشانیدن اشتباهات شخص دیگری افراط کنیم ممکن است به خود کم بینی دچار شویم و عقیده نداشته باشیم که ما مستحق صرف وقت برای خودمان هستیم. مهم نیست که قضاوت خوب یا بدی از خود داشته باشیم درهر حال ما همیشه در ترک دادن شخص دیگری شکست می خوریم.در الانان ما کمک پیدا خواهیم کرد. ما در گذشته اشخاصی بودیم که مسئولیت های سنگینی مانند نگاه داشتن خانواده، شغل و شاید دنیا را به دوش کشیده بودیم در حالیکه همیشه الکلی در زندگی ما هرج و مرج و بی نظمی ایجاد می کرد. (در واقع همیشه مدیر بودیم) چطور می شود که شخصی که این همه مسئولیت را به عهده داشت حالا اینگونه عاجز باشد؟ درالانان ما در می یابیم که زمام امور زندگی از دست ما خارج است زیرا سعی می کنیم افراد وموقعیت ها را کنترل کنیم. ما ممکن است سخت متقاعد شویم که به جلسات بیائیم اما وقتی سرانجام به الانان می رسیم آماده هستیم برای چیزهای جدیدی سعی و کوشش کنیم. باید بپذیریم، کارهایی که انجام داده ایم و یا نداده ایم نمی تواند مشروبخواری شخص دیگری را متوقف کند. حالا چطور می توانیم به شخص الکلی کمک کنیم؟ در الانان یاد می گیریم چیزهایی را که نمی توانیم تغییر دهیم بپذیریم (یعنی الکل) و تغییر دهیم چیزهایی را که می توانیم (یعنی خودمان)
بهبودی یعنی اینکه یاد بگیریم توجه مان را روی خودمان متمرکز کنیم. زمانی که به عقب بر می گردیم و زندگیمان را نگاه می کنیم عجز خود را در مقابل الکلیسم می شناسیم. وقتی که از کنترل کردن مردم رفتارهایشان و یا الکلی ها دست برداشتیم. بار زیادی از دوش ما برداشته شد و آنوقت شروع به کشف توانائیهایی که در ما وجود داشت کردیم و یاد گرفتیم فقط می توانیم زندگی خودمان را اداره کنیم. کم کم زمام امور زندگیمان را در دست گرفتیم و شروع کردیم مسیر بهبودی خودمان را ببینیم.
در الانان یاد می گیریم که ارتباط سالمی با همه پیدا کنیم. قدم اول طریق برقراری ارتباط صحیح را با مردمی که در مقابل آنها عاجزیم، یادآوری می کند. وقتی سعی می کنیم دیگران را کنترل کنیم توانایی اداره کردن زندگی خودمان را از دست می دهیم، ولی در الانان یاد می گیرم رابطه خوب و صحیحی با خودمان داشته باشیم. قدم اول یک شروع درست در مسیر بهبودی ما است.
پاسخ
سپاس شده توسط: sepahrad
#3
ما با ـ.افتادگۍ به او ـ.تکیه کرده ایم 
و او به ما قدرت مۍدهد تا
ـ.مصیبت را با ـ.آرامش خنثۍ کنیم!!   
ما دریافته ایم که بهترین
ـ.منشا براۍ ـ.ثبات فکرۍ و ـ.احساسی ، ذات ـ.پروردگار است.↶
موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق
پاسخ
سپاس شده توسط:


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان