درود مهمان گرامی! ثبت نام

پروردگارا: آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.آمین


تبلیغات

نام بنر کانال تلگرام بانیان بهبودی
نام بنر

تابلو اعلانات انجمن بانیان بهبودی

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاريخچه شكل گيري و پيدايش پديده انجمن هاي 12 گامي در جهان
#1
[تصویر:  1389589118031.jpg]



تا قبل از سال 1935 ميلادي براي بيماري اعتياد و الكليسم هيچ گونه درماني وجود نداشت و حتي حاذق ترين و مشهور ترين روانپزشكان آن دوران، از جمله كارل يونگ Karl jung معروف، از درمان اين دسته از بيماران اظهار عجز و ناتواني مي كردند.

در سال 1935 پديده اي به نام الكلي هاي گمنام Alcoholics Anonymous كه به AA معروف شده است ،در آمريكا شكل گرفت. در اثر بوجود آمدن اين پديده نوظهوردر جامعه آمريكا ، ناگهان الكلي هايي كه سرانجامي جز زندان و آوارگي و مرگ نداشتند، راهي را براي بهبودي از اعتياد به الكل و بازگشت به زندگي پيدا كردند.

اعضاي اين انجمن از طريق الگوRoll Modeling بودن، راهنمايي و كمك به همنوعان دردمند خود، ضمن حفظ تداوم بهبودي خود ،افراد مبتلا به اعتياد را جذب انجمن خود كرده و اكنون AA & NA(انجمن معتادان گمنام Anonymous Narcotics با الگو برداري از برنامه AA و به كمك اعضاي آن از سال 1953 ميلادي شروع به فعاليت كرده است ) به صورت دو انجمن جهاني با بيش از 3 ميليون عضو بهبود يافته، دنياي ما را در زمينه بهبودي از بيماري اعتياد متحول كرده است.

در اوايل قرن نوزده ام در ايالات متحده آمريكا، گروه ها و جمعيت هاي فراواني كه نسبت به مسايل اجتماعي احساس مسئوليت ميكردند، در مورد مشروبخواري و حل مشكلات مربوط به آن نيز وارد بحث و فعاليت شدند . در سال 1834 بيش از 5 هزار گروه و تشكل با يك ميليون عضو در American Temperance Movement(ATM)..وجود داشت..

يكي از فعاليت هاي اين جمعيت كمك به الكلي ها بود . آنها الكلي ها را جهت ترك الكل در خانه ها، محل كار، كليسا ها و يا كلوپ هاي اجتماعي چند روزي نگهداري مي كردند و سپس از طريق امكانات اعضاي جمعيت جهت حل مشكلات اقتصادي، حرفه اي و اجتماعي اين افراد اقدامات لازم را انجام ميدادند. اين جمعيت با وجود خدمات ارزنده و روش هاي نويني كه در امر كمك رساني به آسيب ديدگان اجتماعي عرضه مي داشت ، به علت وارد شدن به مسايل سياسي كاربري و تاثير خود را به مرور از دست داده و سپس به كلي متلاشي شد. جمعيت ديگري كه پس از ATM و با بهره گيري از تجربه تلخ آنها منشا خدمات فراوان و روش موفقي بود و در پيدايش الكلي هاي كمنام نيز نقش بسيار موثري ايفا نمود، گروه اكسفورد Oxford Group است. اين جمعيت با استفاده از نيروي گروهي همتايان Peer Group كوشش داشت زمينه تسليم و پيدايش تجربه روحاني و تحول را در الكلي ها بوجود آورد. بيل بيلسون Billwillson از اعضاي اوليه و يكي از بنيان گذاران انجمن الكلي هاي گمنام در گروه اكسفورد Oxford Group عضويت داشت. مهم ترين درسي كه اين جمعيت ها به دنياي ما آموختند، اين واقعيت بود، همان طور كه ملت ها لازم است بر سرنوشت خود مديريت كنند ، تعيين كننده خط مشي و راهبرد هاي اجرايي و مديريت اين جمعيت ها نيز لازم است، با آنهايي باشد كه، خود با اين معضلات درگير بوده اند و در اين زمينه تجربيات ميداني و فعال دارند. Billwillson اصول اوليه برنامه بهبودي را از اين گروه ها آموخت و سپس با اضافه كردن تجربيات شخصي خود و آنچه را كه از پزشك معالج خود دكتر سيلك ورث Dr Silkworth در رابطه با بيماري الكليسم Alcoholism فراگرفته بود، فلسفه دوازده گامي را كه يك برنامه جامع بهبودي غير دارويي از بيماري الكليسم است ،بوجود آورده و بر مبناي آن اصول بهبودي را طي يك فرآيند دوازده مرحله اي براي رهايي از اسارت اعتياد و وابستگي هاي ناسالم و رنج آور تدوين نمود.

برنامه هاي بهبودي دوازده گامي Twelve Step Programs از سه عامل معنوي، روانشناختي و تجربه هاي شخصي افراد الكلسيم تشكيل شده است .افراد در حال بهبودي از طريق بكار گيري اصول گام هاي دوازده گانه به مرور مي توانند از جنبه هاي متفاوت شناختي، احساسي و رفتاري و معنوي متحول شده و به عنوان اعضاي مسئول و سازنده به اجتماع باز گردند.

بيل بيلسون و ساير بنيانگذاران انجمن هاي AA & NA به مرور و كسب تجربه هاي فردي و گروهي و بهره گيري از تجارب پيشينيان خود و آزمون و خطاهاي مختلف، متوجه شدند كه علت از هم پاشيدگي جمعيت هاي قبلي دست اندر كار خدمات رساني به الكلي ها ،عواملي بوده است كه، بايد براي حفظ بقاي خود شديدا از آنها اجتناب كرد .

يكي از مهمترين اين عوامل ها،درگيري و دخالت اين جمعيت ها در تمام امور مربوط به مشكلات مددجويان خود بوده است . آنها سعي مي كردند، مسايل جسمي، رواني، روحاني، اقتصادي، خانوادگي، اجتماعي و كاري و حرفه اي و مسكن را يك جا حل و فصل كنند و در اين ميان اولويت محوري و اصلي ، كه بهبودي از اعتياد در راس آن قرار دارد به خطر افتاده، نهايتا در نقطه اي جزييات كليات را تحت الشعاع قرار مي دادند و فرد دچار لغزش Relapsو بازگشت به اعتياد مي شد. AA پس از چند سال فعاليت و پي بردن به اين واقعيت كه ، بهبودي بايد در راس هر چيز ديگري قرار داشته باشد، خط مشي خود را معين كرد و تمركز خود را صرفا بر روي برنامه بهبودي از اعتياد گذاشت .. پس از آن دخالت و پي گيري مسايل مربوط به ترك جسمي، مسايل خانوادگي، كار، اقتصادي و حقوقي و غيره از دستور كار انجمن خارج شد.انجمن هاي دوازده گامي به تجربه دريافته اند كه، در صورت داشتن تنها يك هدف و تمركز بر آن، خواهند توانست، بهترين بازدهي و كامل ترين شرايط شكوفايي را براي اعضاي خود و كل انجمن تامين كنند . طبق يكي از اصول محوري مرامنامه انجمن معتادان كمنام AA &NA( سنت پنجم )، گروه هاي ساختاري و خدماتي دوازده گامي فقط يك هدف كلي را دنبال مي كند و آن پيام دهي و اطلاع رساني به معتاداني مي باشد كه، در حال مصرف و رنج و عذاب از اعتياد بسر مي برند.

انجمن هاي دوازده گامي در مسايل پزشكي و سم زدايي معتادان اكيدا هيچ گونه دخالتي نداشته و صرفا از يك شيوه درماني معنوي و غير دارويي پيروي مي كند. از انجا كه در برنامه بهبودي ِِAA سير و سلوك و سلسله مراتب درماني و رشد و تحول طي پروسه دوازده گام انجام مي پذيرد، در اكثر نقاط دنيا به عنوان فلسفه، روش يا برنامه بهبودي دوازده قدمي Twelve Step Programs معروف شده است. Twelve Step Programs اكنون در دنيا به عنوان يكي از موثرترين شيوه هاي كمك درماني اعتياد Single Most Effective Treatment For Addiction شناخته شده است و ميليون ها نفر در سراسر دنيا به خصوص در آمريكا و كانادا و اروپا از اين متد درماني بهره برداري مي كنند. Single Most Effective Treatment For Addiction در معتبرترين مراكز بازپروري و بيمارستان هاي معتادان آمريكا و اروپا به عنوان برنامه كمك درماني استفاده مي شود و از برنامه هاي اصلي بهبودي هزاران مركز بازپروري مدل اجتماعي Social Model Rehabilition Centerجهت ادامه بهبودي و درمان مي باشد. رمز موفقيت اين جمعيت ها به اين علت است كه ، آن ها كاملا خودجوش بوده و كليه امورشان از طريق اعضاء كه خود مشكل اعتياد داشته و توانسته اند از آن رهايي پيدا كنند، اداره و مديريت مي شود.

Alcoholics Anonymous و Anonymous Narcotics هيچگونه دخالت و مديريت دولتي يا تخصصي حرفه اي، اعم از پزشكي، روان پزشكي ، روانشناسي و غيره در امور آنها اعمال نمي شود. اين انجمن ها به هيچ جا وابسته نيستند، كاملا بشيوه خودگردان اداره مي شود و بنابر سنن و مرامنامه Twelve Traditions و مفاهيم خدماتيService Concepts Twelve خود، هيچ گونه كمك مالي را خارج از اعضاي انجمن قبول نمي كنند.
پاسخ
سپاس شده توسط: GOMNAM ، NASIB ، مهدی40 ، fns4565
#2
بیل ویلسون يکي ازبنیان‌گذاران انجمن الکلي هاي گمنام، درسال ۱۹۳۵ ميلادي زندگي و شغل خود را در منطقه وال استريت نيويورک که عمده ترين مرکز تجاري آمريکا و جهان محسوب مي شود؛ به علت اعتياد به الکل بر باد داد. وي چند سال پيش از آنکه اعتياد خود به الکل را ترک و بهبودی به دست آورد، به علت اعتياد و ناتواني در ادامه يک شغل، زندگي زناشوئي خود را به شدت به خطر انداخت. در خلال سال هاي ۱۹۳۴ و۱۹۳۵ ميلادي بيل ويلسون به علت الکلي بودن چندين بار در يکي از بيمارستان هاي نيويورک بستري شد. وي در هنگام بستري بودن در اين بيمارستان تحت مراقبت و درمان پزشکي به نام ويليام سيلک ورث که به علت روش هاي ابتکاري خود در درمان افراد الکلي شهرت داشت قرار گرفت. در نخستين باري که بيل ويلسون در بيمارستان بستري شد دکتر سيلک ورث به وي گفت که الکلي بودن يک بيماري است و نه يک مشکل اخلاقي و نداشتن اراده. دکتر سيلک ورث بر اين باور بود که الکلي ها از يک نوع وسوسه فکري و ویارجسماني همراه با نوعي آلرژي یا حساسيت رنج مي برند و همين امر باعث مي شود تا آنها با نوشيدن اولين ليوان مشروب ديگر نتوانند خود را کنترل کنند و بي اراده به خوردن مشروب ادامه دهند. براي رهائي از اين وضعيت افراد الکلي بايد از نوشيدن مشروب کاملاً پرهيز کنند و به هيچ وجه به سراغ الکل نروند. قرار دادن اين گونه اطلاعات در اختيار بيل ويلسون از سوي دکتر سيلک ورث ذهن وي را باز کرد و او متوجه شد که چرا با همۀ تلاش هایي که مي کند، نمي تواند جلوي زياده روي خود را در مشروب خواری بگيرد و يا کلاً ازنوشیدن مشروب خودداري کند. پس از مرخص شدن از بيمارستان، بيل توانست براي مدت يک ماه مشروب را ترک کند اما نوشيدن مشروب را بار ديگر از سرگرفت. وي از ماهيت مشکلي که از آن رنج مي برد مطلع شد اما اين آگاهي کافي نبود که وي از نوشیدن مشروب دست بردارد. او هنوز نمي دانست که چگونه مي تواند مشکل خود را حل کند. پي بردن به ماهيت مشکل يا اعتياد در واقع همان چيزي است که وي آن را اساس و زیربنای قدم اول در برنامه ۱۲ قدم قرار داده است.کشف قدم دوم[ویرایش]يک الکلي مزمن ديگر به نام ابي تاچر که از دوستان قديمي بيل بود، در سال ۱۹۳۴ به ديدن وي رفت. برخلاف انتظار بيل، دوست دائم‌الخمرش اين بار پاک وهوشيار بود و نشانه اي از مستي در وي ديده نمي شد. بيل از وي پرسيد چگونه توانسته است مشروب را کنار بگذارد و ابي در پاسخ گفت "من مذهب پیدا کردم." گرچه بيل نمي توانست باور کند که خداوند ممکن است به دوست الکلي وي کمک کند تا مشروب را کنار بگذارد اما بعد ها درباره ديدارش با ابي که در واقع نخستين راهنماي وي بود چون توانسته بود پيام بهبودي را به وي برساند اين گونه نوشت: "دوست من پيشنهادي را مطرح کرد که در آن زمان به نظرم خيلي جالب و تازه آمد. وي گفت: چرا تو خود مفهوم خدا را براي خودت انتخاب نمی‌کنی؟ این سخن تاثیر عمیقی در من کرد و کوه یخ هوشمندی مرا که سال های دراز در سایه آن زندگی کرده و لرزیده بودم آب کرد و من بالاخره قدم به زیر آفتاب گذاشتم." موضوع انتخاب يك نيروي برتر براي خود، بعد ها در قدم دوم برنامه ۱۲ قدم جاي گرفت و قرار گرفتن همين مفهوم در قدم دوم نشان مي دهد که برنامه هاي ۱۲ قدمي به جاي اينکه ماهيت مذهبي داشته باشند حالت روحاني دارند. بيل پس از ملاقات با دوستش باز هم به مصرف الکل ادامه داد تا اينکه بار ديگر در بيمارستان بستري شد اما اين آخرين باري بود که کار بيل به بيمارستان مي کشيد. بيل در حالي که روي تخت بيمارستان دراز کشيده و با حالتي کابوس مانند به سرنوشت تلخ خود فکر مي کرد؛ ناگهان به گريه افتاد و با خود گفت اگر خدایي در کار باشد "هر آنچه" و تکرار کرد "هر آنچه" که لازم باشد انجام خواهم داد. پس خدايا خودت را به من نشان بده. پس از اين بود که وي حالتي را که از آن با عنوان تجربه روحانی یا به دیگر سخن بیداری روحانی ياد مي شود تجربه کرد و ناگهان وجود انکارناپذير خداوند را در زندگی خود احساس کرد. بیل به آخر خط رسیده بود و به همین علت به این واقعیت تن در داد که هیچ قدرتی درمقابل بیماری خود ندارد و براي رهائي از چنگ اعتياد به الكل به کمک نیرویی برتر از خود نیاز دارد. این پذیرش و اقرار صادقانه همراه با فروتنی برای درخواست کمک از خداوند وی را از فلاکت اعتیاد به الکل نجات داد. این اتفاق در دسامبر۱۹۳۴ میلادی روی داد و از آن پس بیل دیگر لب به مشروب نزد تا اينكه در سال ۱۹۷۱ فوت کرد.رساندن پیام بهبودی[ویرایش]بیل با تجربه این معجزه در زندگی، تصمیم گرفت تا به کسان دیگری که از الکل در عذاب بودند کمک کند و همین تصمیم باعث شد تا بذر انجمن الکلی های گمنام کاشته شود. تا چند ماه پس از آن بیل این شانس و اقبال را نداشت که بتواند هیچ الکلی را از عذاب الکلي بودن خلاص کند. در این موقع بود که دکتر سیلک ورث به بیل توصیه کرد که ابتدا واقعیت ها را به الکلی ها بگوید و با اين كار ضربه کاری را به آنها وارد کند و بگوید که از یک بیماری رنج می برند که توام با اسارت است و باعث می شود تا سرحد جنون یا مرگ مشروب بخورند. دکتر سیلک ورث می دانست که الکلی ها ممکن است شنیدن این واقعیت تلخ از زبان یک الکلی دیگر را باور کنند. به این ترتیب بود که تجربۀ بیل در زمینه رساندن پیام به دیگران آغاز شد و امروز میلیون ها نفر از الکلی ها درحال بهبودی هستند و هوشیاری خود را حفظ می کنند.تولد انجمن های ۱۲ قدم[ویرایش]چند ماه بعد، زمانی که بیل برای کاری تجاری به شهر اکرون در اوهایو رفته بود با مشکلی دركار خود روبرو شد و به این فکر افتاد که لبي تر كند اما به یاد آورد که اگر می خواهد از نوشیدن مشروب اجتناب نموده وهوشیاری و بهبودی خود را حفظ کند، باید با یک الکلی دیگر صحبت کند. بیل با مسئولین یک كليساي محلی تماس گرفت و از آنها پرسید آیا فردی الکلی را می شناسند که وی با او صحبت کند. آنها دکتر باب اسمیت را به وی معرفی کردند. طولی نکشید که آنها با یکدیگر ملاقات کردند اما در ابتدا دکتر باب علاقه چندانی به شنیدن حرف های بیل نداشت. اما پس از اندکی گفتگو دکتر باب چنان تحت تاثیر دانش و آگاهی بیل درباره الکلیسم و تمایل وی به بازگو کردن تجربیاتش قرار گرفت که به اولین فرد الکلی تبدیل شد که بر اثر راهنمائی بیل مشروب خواري را کنار گذاشت. این اتفاق در ۱۰ ژوئن سال ۱۹۳۵ میلادی رخ داد و از این روز به عنوان روز پایه گذاری و تاسيس انجمن الکلی هاي گمنام یاد می شود.گسترش ۱۲ قدم[ویرایش]از این روز به بعد بود که بیل و دکتر باب تلاش کردند تا برای کمک به الکلی های مزمن یک برنامه ساده تهیه کنند. برنامه ای که بر اثر اجرای آن الکلی ها به این نتیجه برسند؛ که با تكيه به قدرت اراده شخصی خود نمی‌توانند بر مشکل اعتياد خود غلبه پیدا کنند. به عقیده آنها افراد الکلی گناهکار نبوده بلکه از داشتن سلامت عقل محروم بوده و دچار نوعي دیوانگی هستند. الکلی ها باید بدانند که خودشان نمی‌توانند بر الکل غلبه کنند و برای اینکه از نوشیدن مشروب دست برداشته و هوشیاری خود را به دست آورند؛ باید از کمک یک نیروی برتر و راهنمائی و همکاری الکلی های دیگر برخوردار شوند. به همین علت این دو نفر با سر زدن به بیمارستان ها تلاش کردند تا الکلی های بستری در بیمارستان ها را برای اجرای برنامه خود پیدا کنند. آنها با الکلی هایی که در بیمارستان ها بستری بودند؛ درباره حقایق و واقعیت های مربوط به بیماری شان صحبت کردند. سپس از الکلی ها می پرسیدند آیا حاضرند بپذیرند که قدرتی بر كنترل مشروب خواري خود ندارند. بعد از این مرحله، از الکلی ها می خواستند تا با دعا و نیایش به یک نیروی برتر، از وی بخواهند تا سلامت عقل را به آنها بازگرداند. اعتراف فرد الکلی به ناتوان بودن در کنترل مشروب خواری خود، باعث مي شد تا در تلاش هايش براي یافتن راه چاره در درون خود برای بیماریش كاملا شكست بخورد و درست از همين لحظه است که آمادگي لازم را براي بهبودی پيدا می کند. کارها و فعالیت های بیل در شهر اکرون ایالت اوهایو به شکل گیری و قطعی شدن دو نکته منجر شد. یکی اینکه یک فرد الکلی برای اینکه از نوشیدن مشروب دست بردارد به همکاری و حمایت با یک الکلی دیگر نیاز دارد. دومین نکته مساله ای است که از آن به عنوان "فقط براي امروز" یا می شود: یعنی اینکه اگر یک فرد الکلی بتواند در برابر وسوسه و ویار مشروب خواری یک روز، یک ساعت و حتی یک دقیقه مقاومت کند می تواند از نوشیدن مشروب دست بردارد. این دو اصل و مفهوم تا به امروز جزئی از همه برنامه های ۱۲ قدمي بوده است.وقتی که بیل و دکتر باب مشروب را ترک كرده بودند؛ در جلساتی که یک جنبش مسیحی در دهه ۱۹۳۰ میلادی در آکسفورد انگليس بر‌گزار می کرد و شمار زیادی از الکلی ها برای برطرف کردن مشکل خود به این جلسات روی آورده بودند شرکت کردند. با آنکه بیل پس از مدتی از گروه آکسفورد جدا شد اما تکنیک ها و ساختار این جلسات در شکل گیری و تاسیس الکلی هاي گمنام و برنامه ۱۲ قدم تاثیر فراواني گذاشت.در سال ۱۹۳۹ بیل با کمک نخستین۱۰۰ نفر از الکلی هائی که در حال بهبودی بودند " کتاب بزرگ" الکلی های گمنام را نوشت. در این کتاب الکلی های درحال بهبودی تجربه خود را بازگو کرده اند. هدف اصلي این کتاب کمک به الکلی ها برای یافتن نیرویی بالاتر از نیروی خودشان است. در این کتاب بیل ويلسون اصول کلی برنامه ۱۲ قدم را که شیوه ای پیشنهادی برای بهبودی از اعتیاد به مشروبات الکلی است؛ تشریح کرده است. وی در این کتاب از گروه آکسفورد که الهام بخش وی در نوشتن برنامۀ ۱۲ قدم بوده تجلیل کرده و در سال ۱۹۵۵ درباره این گروه چنین نوشت: انجمن الکلی های گمنام ایده های خود را از اصول حاکم بر گروه آکسفورد همچون تهيه ترازنامه شخصي، اعتراف به ضعفهاي شخصیتي، جبران خسارت های وارد آمده به دیگران و كمك کردن به دیگر الکلی های درحال بهبودی، مستقیماً از افکار و اندیشه های شومیکر رهبر پیشین این گروه در آمریکا و نه جای دیگری اقتباس کرده است. بیل از این گروه در عین حال برای نجات جان خودش نيز قدردانی کرد. [۲]
پروردگارا !   از حمایت بیکرانت بی نهایت سپاسگزارم !!                         
پاسخ
سپاس شده توسط: mohsen..yazd ، sadaf ، GOMNAM
#3
تاریخچه 12 قدم
قدم اول: مشکل
درسال ۱۹۳۵ بيل ويلسون يکی ازبنیانگزاران انجمن الکلی های گمنام، شغل خود را به علت اعتياد به الکل بر باد داد. وی به علت اعتياد و مشکلات فراوان مالی در زندگی زناشویی خود نیز به مشکل برخورد کرده بود. در خلال سال های ۱۹۳۴ و۱۹۳۵ میلادی بيل ويلسون به علت مصرف بیش از حد الکل چندين بار در يکی از بيمارستان های نيويورک بستری شد؛ ولی هر بار بعد از مرخص شدن از بیمارستان، وی مجددا مصرف الکل را آغاز می کرد. آخرین باری که بيل ويلسون در این بيمارستان بستری شد پزشک او دکتر سيلک ورد که به علت روش های ابتکاری خود در درمان افراد الکلی شهرت داشت؛ به وی گفت دلیل اینکه نمی تواند به اراده خود نوشیدن مشروبات الکلی را ترک کند، این است که الکلی شده و در حقیقت یک بیمار است و نه یک انسان ضعیف و بی اراده. دکتر سيلک ورد بر اين باور بود که الکلی ها از نوعی وسوسه فكری و ویارجسمانی همراه با آلرژی یا حساسيت به الکل رنج می برند و همين امر باعث می شود تا آنها با نوشيدن کمترین میزان از نوشیدنی های الکلی کنترل خود را از دست داده و بی اختیار به خوردن آن ادامه می دهند. برای رهایی از اين وضعيت الکلی ها بايد کاملا از نوشيدن مشروبات الکلی پرهیز کنند. با شنیدن این اطلاعات برای اولین بار، بيل ويلسون متوجه شد که چرا باوجود تلاش هایی که می کند نمی تواند جلوی زياده روی خود در نوشیدن مشروب را گرفته و یا آن را کناربگذارد. پس از مرخص شدن از بيمارستان، بیل با دانش جدیدی که از وضعیت خود دریافت کرده بود توانست برای مدت يک ماه از مصرف الکل خودداری کند؛ اما پس از این مدت مجددا مصرف الکل را از سرگرفت. به این دلیل که اگرچه در آن زمان وی از ماهيت بیماری که از آن رنج می برد مطلع شده بود، اما هنوز نمی دانست که راه حل بهبودی از این بیماری چیست. پی بردن به ماهيت اعتياد که در حقیقت نوعی بیماری به حساب می آید و نه یک ضعف اخلاقی، در واقع زیربنای قدم اول در تمام برنامه های 12 قدمی است.
قدم دوم: راه حل
در سال ۱۹۳۴ يک الکلی مزمن ديگر به نام ابی تاچر که از دوستان قديمی بيل بود، به ديدن وی رفت برخلاف انتظار بيل، دوست دائم الخمرش اين بار پاک وهوشيار بود و نشانه ای از مستی در وی ديده نمی شد. بيل از وی پرسيد چگونه توانسته است مشروب را کنار بگذارد و ابی در پاسخ گفت “من مذهب را پیدا کردم.” گرچه بيل نمی توانست باور کند که خداوند ممكن است به دوست الکلی وی کمک کند تا مصرف مشروب را قطع کند؛ اما بعد ها درباره ديدارش با ابی که در واقع با رساندن پیام بهبودی، نخستين راهنمای وی بود اين گونه نوشت: “دوست من پيشنهادی را مطرح کرد که در آن زمان به نظرم خيلی جالب و تازه آمد. وی گفت: چرا تو خود مفهوم خدا را برای خودت انتخاب نمی کنی؟ این سخن تاثیر عمیقی در من گذاشت و کوه یخ هوشمندی مرا که سال های دراز در سایه آن زندگی کرده و لرزیده بودم آب کرد و من بالاخره قدم به زیر آفتاب گذاشتم.” موضوع انتخاب يك نيروی برتر برای خود، بعد ها در قدم دوم برنامه های 12 قدمی جای گرفت. همین موضوع نشان می دهد که برنامه های 12 قدمی به جای اينکه ماهيت مذهبی داشته باشند حالت روحانی دارند.
بيل پس از ملاقات با دوستش باز هم به مصرف الکل ادامه داد تا اينکه بار ديگر در بيمارستان بستری شد، اما اين آخرين باری بود که کار بيل به بيمارستان کشیده می شد. بيل در حالی که روی تخت بيمارستان دراز کشيده بود و با حالتی کابوس مانند به سرنوشت تلخ خود که یا مرگ یا دیوانگی بود فکر می کرد؛ با گریه گفت: ” اگر خدایی در کار باشد من آن را باور کرده و به آن تکیه خواهم کرد. پس خدايا به من کمک کن.” پس از اين بود که وی “تجربه روحانی” خود را آغاز کرد و ناگهان وجود انکارناپذير خداوند را در زندگی خود احساس کرد. بیل به آخر خط مشروب خواری اش رسیده بود و به همین علت به این واقعیت تن در داد که هیچ گونه کنترل و قدرتی درمقابل بیماری خود نداشته و برای رهایی از چنگ اعتياد به الكل به کمک نیرویی برتر از خود نیاز دارد. این پذیرش و اقرار صادقانه همراه با فروتنی برای درخواست کمک از خداوند راه حل جدیدی برای نجات از اعتیاد به الکل در اختیار وی گذاشته بود. همین موضوع، امروزه اساس قدم دوم در تمامی برنامه های 12 قدمی به محسوب می شود. اگر از بیماری مزمن اعتیاد در عذاب هستید و تمام تلاش های شما برای ترک اعتیاد و بهبودی از آن بی ثمر بوده است، باید بدانید که به تنهایی راه به جایی نمی برید و تنها یک نیروی برتر است که می تواند به شما قدرت مقابله با وسوسه مصرف، و بهبودی از بیماری اعتیاد را بدهد.
پیام رسانی
بیل پس از تجربه این معجزه در زندگی یعنی قطع وسوسه و نیاز به نوشیدن مشروبات الکلی، تصمیم گرفت تا به سایر الکلی های در عذاب کمک کند و همین تصمیم باعث شد تا بذر انجمن الکلی های گمنام کاشته شود. تا چند ماه پس از آن بیل موفق به هوشیار کردن هیچ معتادی نشده بود. وی نهایتا متوجه شد که نمی تواند با مجبور کردن الکلی های به یافتن خداوند، باعث هوشیار ماندن آنان شود. در این حین دکتر سیلک ورد به بیل توصیه کرد که ابتدا ماهیت بیماری الکلیسم را برای معتادان الکلی مشخص کرده و به آنها یادآوری کن این وسوسه و بیماریشان است که باعث می شود تا سرحد جنون یا مرگ به مصرف الکل بپردازند. در صورتی که معتادان به الکل متوجه این واقعیت شده و آن را بپذیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که به بهبودی تمایل پیدا کرده و برای یافتن راه حل مشکلشان به یک نیروی برتر تکیه کنند. به این ترتیب بود که تجربۀ بیل در زمینه چگونگی رساندن پیام بهبودی به دیگران آغاز شد و بر پایه همین روش است که امروزه میلیون ها نفر از الکلی ها در سراسر جهان درحال بهبودی هستند.
تولد انجمن الکلی های گمنام
چند ماه بعد، زمانی که بیل برای یک سفر تجاری به شهر اکرون در اوهایو رفته بود و با مشکلی دركار خود روبرو شده بود دچار وسوسه نوشیدن مشروبات الکلی شد. وی سریعا متوجه شد که اگر می خواهد از مصرف الکل اجتناب کرده و پاکی خود را حفظ کند باید با یک الکلی دیگر صحبت کند. بیل با مسئولین بیمارستان محلی تماس گرفت تا آنها یک فرد الکلی را به وی معرفی کنند و به همین طریق با دکتر باب اسمیت آشنا شد. طولی نکشید که آنها با یکدیگر ملاقات کردند اما در ابتدا دکتر باب علاقه چندانی به شنیدن حرف های بیل نداشت. پس از اندکی گفتگو دکتر باب شدیدا تحت تاثیر دانش و آگاهی بیل درباره بیماری الکلیسم و تمایل وی به بازگو کردن تجربیاتش درباره تلاش های بی ثمر برای قطع مصرف مشروب قرار گرفت. به همین دلیل او نیز تصمیم گرفت که به نیروی برتر خود رجوع کرده و به همین روش توانست نوشیدن مشروب را به طور کلی کنار بگذارد. این اتفاق در ۱۰ ژوئن سال ۱۹۳۵ میلادی رخ داد که از این روز به عنوان روز تولد انجمن الکلی های گمنام یاد می شود.
بوجود آمدن 12 قدم
از این روز به بعد بود که بیل و دکتر باب تلاش کردند تا برای کمک به الکلی های مزمن یک برنامه ساده تهیه کنند؛ برنامه ای که با اجرای آن الکلی ها به این نتیجه برسند که تنها با تكيه به قدرت و اراده شخصی خود نمی توانند بر مشکل اعتياد غلبه پیدا کنند. به عقیده آنها کسانی که الکلی می شوند، افرادی گناهکار و یا ضعیف و بی اراده نیستند بلکه بیمارانی هستند که در هنگام مواجهه با الکل، سلامت عقل خود را از دست داده و قدرت تصمیم گیری و کنترل میزان مصرف الکل را از دست می دهند. کسانی که از الکلیسم رنج می برند خودشان نمی توانند بر الکل غلبه کنند و برای اینکه از نوشیدن مشروب دست برداشته و هوشیاری خود را به دست آورند؛ باید از کمک یک نیروی برتر برخوردار شوند. آنها با الکلی هایی که در بیمارستان ها بستری بودند؛ درباره حقایق و واقعیت های مربوط به بیماری شان صحبت کردند. سپس از آن ها می پرسیدند که آیا حاضر به پذیرش این هستند که قدرت کنترل مشروب خواری خود را دارند یا خیر. بعد از این مرحله، از الکلی ها می خواستند تا با نیایش یک نیروی برتر، از وی بخواهند تا سلامت عقل را به آنها بازگرداند. اعتراف فرد الکلی به ناتوان بودن در کنترل و یا قطع مشروب خواری ، باعث می شد تا وی در تلاش هايش برای مقابله با این بیماری كاملا شكست بخورد. درست از همين لحظه است که وی آمادگی لازم برای رجوع به یک نیروی برتر را یافته و می تواند از بیماری اعتیاد خود بهبود پیدا کند.
اقدامات و فعالیت های بیل در شهر اکرون ایالت اوهایو به مشخص شدن دو نکته منجر شد. اولین نکته این که یک فرد الکلی برای قطع مصرف مشروبات الکلی، به همکاری و حمایت یک الکلی دیگر نیاز دارد؛ چرا که مردم عادی و کسانی که خودشان دچار این بیماری نشده اند قادر به درک وسوسه و نیاز یک الکلی به مشروبات الکلی نبوده و نمی توانند وی را حمایت کنند. دومین نکته مساله ای است که در برنامه های 12 قدمی از آن به عنوان شعار: “فقط برای امروز” یاد می شود؛ یعنی اینکه برای بهبودی از بیماری اعتیاد همچون سایر بیماری های مزمن باید به صورت روزانه اقدام به مراقبت و پرهیز نمود. تا زمانی که یک الکلی بتواند با استفاده از ابزار 12 قدم خودش را برای یک روز، و یا حتی یک ساعت پاک نگهدارد می تواند بر وسوسه ی مصرف مجدد غلبه نماید. تصور هوشیاری و پرهیز از الکل برای مدت زمان های بیشتر از این مقدار باعث خواهد شد که فرد مجددا وسوسه شده و در دام مصرف الکل گرفتار گردد.
در سال ۱۹۳۹ بیل با کمک نخستین ۱۰۰ نفر از الکلی هایی که در حال بهبودی بودند ” کتاب بزرگ” الکلی های گمنام را نوشت. در این کتاب الکلی های درحال بهبودی تجربیاتشان در مورد تلاش های بیهوده خود برای قطع نوشیدن الکل، و بعد از آن چگونگی پیدا کردن خدای خودشان و اتکا به آن برای دستیابی به یک راه حل برای بهبودی از این بیماری را بازگو کرده اند. هدف اصلی این کتاب پیام رسانی و کمک به الکلی ها برای یافتن نیرویی برتر از نیروی خودشان و بهبودی از الکلیسم است. در این کتاب بیل ويلسون اصول کلی برنامه 12 قدم را که به صورت ابزارهایی پیشنهادی برای بهبودی از اعتیاد به مشروبات الکلی است؛ تشریح کرده است. وی از گروه آکسفورد که الهام بخش او در نوشتن برنامۀ 12 قدم بوده تجلیل کرده و در سال ۱۹۵۵ درباره این گروه چنین نوشته است: انجمن الکلی های گمنام ایده های خود همچون تهيه ترازنامه شخصي، اعتراف به ضعف های شخصیتي، جبران خسارت های وارد آمده به دیگران و كمك کردن به دیگر الکلی های درحال بهبودی، را از اصول حاکم بر گروه آکسفورد و مستقیماً از افکار و اندیشه های شومیکر رهبر پیشین این گروه در آمریکا و نه جای دیگری اقتباس کرده است. بیل در عین حال از این گروه برای نجات جان خودش نيز قدردانی کرد.
موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق
پاسخ
سپاس شده توسط: sadaf ، mohsen..yazd ، GOMNAM ، mohamad311 ، میثم رهایی
#4
من اعتقاد دارم که جمعیت ما خوشبخت ترین جماعت انسانی در میان فرزندان خداوند است چرا که می بینیم ما مجبوریم پاسخی روحانی پیدا کنیم تا نمیریم . و بیماری داریم که درمانش فقط خداوند است
پاسخ
سپاس شده توسط:


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  مقدمه انجمن های 12 قدمی GOMNAM 2 3,622 2014-08-23، 04:54
آخرین ارسال: MOZHGAN
Star معرفی انجمن های دوازده قدمی GOMNAM 1 1,720 2014-08-23، 04:53
آخرین ارسال: MOZHGAN
Music تاريخچه تشکيل گروه 12 قدمي بانيان بهبودي sadaf 0 758 2014-07-11، 01:36
آخرین ارسال: sadaf

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان