ارسالها: 883
موضوعها: 607
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
60
درماندگی وناتوانی در مقابل کاری که بر خلاف میل با طنی باشد وما را در موقعیت جنگ وتزادقرار دهد نشان از نا توانیست ودر این سوال قطع مصرفهای ما در گذشته مثال خوبی است که همیشه با شکست رو در رو می شدیم وبه این باور رسیدیم که از دست خودمان برای خودمان کاری بر نمی آید پس سعی می کنیم اقرار کنیم که در مقابل مواد مخدر عاجز هستیم تا به مرور بپذیریم
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
عاجز کسی است که بر خلاف اراده خود کاری انجام می دهد.مترادف این کلمه:نداشتن کنترل،از دست دادن کنترل،نداشتن حق انتخاب است.درمورد مواد مخدر عاجز کسی است که حق انتخاب و کنترلی بر روی زمان مصرف،مقدار مصرف،محل مصرف و دوستان هم مصرفی ندارد.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
خوب ما همیشه عاجز رو کسی می بینیم که دست وپا ندارد ولی غافل بودیم که خودم نیز عاجزیم وقتی که بیماری ما عود میکند وما در مقابل ان نمی توانیم کاری انجام دهیم وقدرت تصمیم گیری از ما صلب میشود ان وقت هست که ما عاجز هستیم مثل من که وقتی بیماری ام عود میکند ومن می گویم اینبار با دفعات قبل فرق دارد واولین بار مصرف باعث می شود دیگر کنترل نداشته باشم وبخاطر لذت بردن از ان دیگر نتوانم خودم را کنترل کنم واین یعنی همان عجز من که در همه چیز هست مثل دروغ ،شهوت،غیبت،و.........................ومن اگر بپذیرم که این نقایص وبیماریم را نمی توانم کنترل کنم ودستم را بعنوان کمک بلند کنم یعنی اعلام کردم که عاجزم ودنبال بهبودی هستم
ارسالها: 676
موضوعها: 513
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
12
به معنای واقعی عاجز به معنای کسی است که ناتوان میباشد و امور زندگی از دستش خارج و به سوی تباهی کشانده میشود
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
ارسالها: 10
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Dec
سلام عاجز یا ناتوان یا اسیر عادتی که طبق خواسته ی خود در برابر آن هیچ اراده ایی وتوانی نداشته باشد،و در مقابل هوای نفس یا وسواس یا کاری که به کرات انجام داده اختیاری نداردو ناگزیر از تکرار آن به ناخواسته میشود و مثال زنده ی ما در برنامه ی انجمن های 12 قدمی مصرف به اجبار که راه و چاره ای به جز مصرف دوباره نداشتیم اما اینک در انجمن عاجز بودن ما دربرابر خود بیماری است و بیشتر هوای نفسی که همیشه سعی به کشاندن ما به انحرافات فکری که به گونه های مختلفی سراغمان می آیند و ما را فریب میدهد، مانند گذشت مدت پاکی و نیاز نداشتن به جلسات،یا دراشکال دیگری مثل هوس مال و منال یا اشتغال که همگی سبب میشوند که فاصله ایی بین ما و بهبودی که در راس است بیفتد وآن از یک فکر بکری که منشاۀ آن بیماری است ، پس عاجز بودن ما بقای بهبودی ما است ...
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
به عنوان معتاد ، ما برخوردمان با کلمه عجز متفاوت از یکدیگر است . بعضی ازما تشخیص می دهیم که واژه ای پیدا نمی شود که به این دقت و سادگی شرایط ما را توصیف کند ، و به عجز خود با احساس راحتی و آرامش اعتراف می کنیم . بعضی در مقابل این واژه واکنش نشان می دهند و پس می زنند ، و آن را با ضعف ربط می دهند و عقیده دارند که نشانگر نوعی نقص شخصیتی است . درک مفهوم عجز ، و اینکه اقرار به آن تاچه حد برای بهبود ما ضروری است ، کمک می کند تا از احساسات منفی که ممکن است درمورد مفهوم این واژه داشته باشیم ، رها شویم . وقتی نیروی محرک ما در زندگی ، خارج از کنترلمان باشد عاجز هستیم . اعتیاد ما مطمئناً شرایط چنین نیروی پیش برنده و غیرقابل کنترلی را دارد . ما نمی توانیم مصرف مواد یا رفتارهای اجباری خود را معتدل یا کنترل کنیم ، حتی وقتی که باعث می شوند چیزهایی را که برایمان مهم هستند از دست بدهیم . یا حتی وقتی که ادامه آن ، مطمئناً به صدمات فیزیکی غیرقابل جبرانی ختم خواهد شد . می بینیم کارهایی را می کنیم که اگر به خاطرهر چیز جز اعتیادمان بود امکان نداشت انجام دهیم ، کارهایی که وقتی بعداً به آنها فکر می کنیم از خجالت به خود می لرزیم . ممکن است حتی تصمیم بگیریم که دیگر نمی خواهیم مصرف کنیم ، و اینکه مصرف نخواهیم کرد ، ولی حتی وقتی که شرایط مهیا می شود پی می بریم که به سادگی قادر به قطع مصرف نیستیم .کتاب راهنمای کارکرد قدم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
بله ، خود غیز قابل اراده بودن و از دست دادن اختیار زندگی دلیلی بر عاجز بودن من می باشد . ابتدا در مورد واژه عجز واکنش و عکس العمل نشان می دادم و همیشه فکر می کردم این کلمه در مورد افراد ترسو و ضعیف به کار می رود اما وقتی نگاهی به رفتارهای افراطی و اجباری خود و صدمات روحی و روانی که به خاطر وابستگی به خود زدم نیم نگاهی کردم فهمیدم به سادگی نمی توانم از رفتارهایم پرهیز نمایم و نیاز دارم عجز خود را به طور سلولی بر خودم ثابت کنم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
تمام اينها که دوستان نوشته اند بسیار درست است اميدوارم تجربیات با عملکرد شان يکي باشد
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 47
موضوعها: 12
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
عاجز کسی است که بر خلاف اراده خود کاری انجام می دهد
عجز یعنی با وجود اینکه از نظر ذهن کاری قابل انجام باشد ولی در مرحله عمل در انجام و یا کنترل ان ناتوان باشیم