ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
ذهن ما تابع غذایی است که می خوریم.وضعیت ذهن ما به نوع غذای ما بستگی دارد.
بنابراین در مورد غذای خود بسیار محتاط باشیم.باید غذایی را بخوریم که با پاکی واز راهی پاک تهیه شده باشد.
مردی مقدس به نام احمد پسری داشت که همانند او نبود.
احمد متواضع وخداپرست .اما پسرش خودپرست ودنیا دوست بود.
وقتی از اخمد پرسیدند چرا مرد مقدسی چون تو باید فرزند ناشایستی داشته باشد گفت:
«یک روز عصر همسایه ی ما برایمان غذایی آورد .همسر من که باردار بود از آن غذا خورد .غذا پاک نبود.پس پسرمان نیز فردی ناپاک شد.بادا که خداوند مارا ببخشد.»
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
ميل به رُشد و تغييرات در من، جهت بهتر شدن و بهتر بودن و در نهايت رسيدن به جايگاه رفيع انسانيم خواهد شد كه مدنظر اصول خودیاری برنامه است. امروز زنده نگه داشتن خاطرات تلخ و پرداختن به آنها، تنها تلف كردن وقت و اهميت ندادن به زندگي در امروز است. در حالي كه ميتوان از انرژي و وقت امروز به نحو احسن جهت گذراندن امروز سود برد. امروز يادگارهاي گذشتهام را به دور ريختهام تا خودم را از زير بار سنگين كينهها و رنجش و نفرت و انتقام رها كنم. خداوندا: به من كمك كن تا درونم را از اندوختههاي دردآور و غمگين رها سازم. آيا امروز آماده هستم تا از لذتِ بخشيدن خودم و ديگران بهرهمند شوم؟ آيا دل، محل ذخيرهی رنجشها، بديها و نفرتها است؟ با اینکه میدانم حمل رنجش و احساسات منفی بار گرانیست که در ابتدا به خودم صدمه میزند، پس چرا آنرا از روی دوش برنمیدارم؟ من با خودم چه دشمنی دارم که خودم را با این رنجشها ملول کردهام. خداوندا: عشق خودت را در من جاری کن، که بتوانم با بخشیدن دیگران خودم را هم ببخشم، من نیاز به توجه تو خالق مهربانم دارم. ای خالق خوبیها، من در راهی قدم گذاشتهام که صلاح خودم را نمیدانم و راه درست و نادرست را بلد نیستم.
ببخش تا بخشيده شوي!
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
28خرداد از کتاب اندیشه امروز
بهنگام دعا و نيايش من نيازي به اينكه وحشت و دلهره داشته باشم، ندارم من بخاطراينكه به پرهيز و تقوي كامل دست يابم دعا نميكنم چرا كه ميدانم هرگز به آننميرسم. من فقط نيازمند آنم كه نيايش كنم و اجازه دهم كه تقوي در قلب من رشدكند و آنرا آكنده سازد. فقط در اين صورت است كه به يك تصوير منطقي از اينكه دركجاي اين بزرگراه تواضع و فروتني كه سفر من به سمت خدا از آن ميگذردايستادهام، دست خواهم يافت. من در اين سفر به موفقيت حقيقي خود در جهان آگاهميشوم.آيا من خود را بيش از اندازه جدي نميگيرم؟آيا امكان دارد كه خودستايي كه از عوارض بيماري اعتياد است در من از بين برود؟آيا با مقايسه ناتواني خود با قدرت بي انتهاي خداوندي قادر به درك دست ازتوانائيها و امكاناتم در زندگي ميباشم؟آيا در تفكر به قدرت برتر خداوند قادر خواهم بود كه به معايب و نواقص خود بهعنوان يك انسان پي برده و با نديده گرفتن غرور حدود طبيعي خود را درك نمايم؟آيا من در كمال فروتني ميپذيرم كه در مقابل قدرت و عظمت خداوندي من ذرهناچيزي هستم؟
«او بزرگ است، من كوچك هستم»
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
شهامت عوض شدن "الانان
بیست و هشتم خرداد ماه
وقتی شنیدم الانان برنامه ای است که در آن می اموزیم ، بروی خودمان متمرکز شویم ، کنجکاو شدم که اگر بروی آن اصول کار کنم دیگران در مورد من چه فکر میکنند ؟ بطور حتم آنها فکر خواهند کرد که من خود پسند ، بی فکر و بی ملاحظه هستم . هم آه و ناله های من ، در مورد الکلی ها در طول زندگیم بود . نمی خواستم آنطور باشم . در عوض سعی کردم برای دیگران کاری انجام دهم که به نظر محبت آمیز و بزرگ بیاید ، حتی در مواقعی که مایل به انجام آن نبودم . نمیتوانستم بفهمم چرا بعد از انجام آن کارها غالبا دلخور و ناخشنود میشوم . تمام کوششهای من برای از خود گذشتن و فداکاری کردن بخاطر خوشایند دیگران بود و خود را نادیده میگرفتم تمرکز من بجای آنکه بر روی چیزی باشد که به نظرم درست است که انجام دهم ، بر روی واکنش های آنها بود . چیزی قطعی و بی قید و شرط در مورد این نوع محبت کردن وجود نداشت . راهنمایم کمک کرد تا بفهمم که اگر بیشتر به خودم توجه کنم و آنچه را که به نظرم بهترین است انجام دهم ، در آن صورت آزاد خواهم بود تا بدون قید و شرط و محدودیت عشق بدهم در آن صورت به تمام معنا بخشنده خواهم بود .
یاد آوری امروز
برنامه الانان زمانی موءثر است که من روی خودم تمرکز کنم ، به جلسات الانان توجه زیادی نشان دهم و بهبودی را در اولویت اول قرار دهم . به همان میزان که به خودم توجه کنم بهتر خواهم توانست با دیگران با عشق و احترام رفتار کنم . " ما این توانایی را که به دیگران بهترین کمک را ارائه کنیم ، زمانی خواهیم یافت که خودمان روش رسیدن به خونسردی و آرامش را بیاموزیم"
«خدا با ماست»
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
مراقبه روزانه از کتاب "یکسال معجزه"
بیست و هشتم خرداد: قطع مصرف بهترین هدیه ایست که می توانی به خود دهی.
در برنامه صبر را آموختم. آموختم خودآزاری بابت سال های گذشته هیچ کمکی نمی کند زیرا گذشته، در گذشته و فقط لحظه اکنون وجود دارد. آموختم بیش از پیش خود را دوست بدارم، اعمال نیک انجام دهم و با خود و دیگران مهربان باشم. آموختم همانگونه که اعضاء به مشارکت های من گوش داده و تشویقم کردند من نیز به مشارکت آنان گوش دهم و تشویق شان کنم. من هم مانند بسیاری دیگر از اعضاء می توانم جاذبه ای برای قطع مصرف، فرد مصرف کننده باشم. شاید زندگی بدون مصرف نیکوتین کار آسانی نباشد، اما ارزشش را دارد.
برای امروز بابت موهبت زندگی بدون مصرف نیکوتین سپاسگزارم و با جاذبه بودن پیام رهایی را به معتادان دیگر می رسانم.
«خدا با ماست»
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان
28 خرداد
خود آزمایی
هر وقت از من خواسته میشود در یک جلسه شرکت کنم، احساس ترس واضطراب میکنم. چه چیزی می توانم بگوییم که به کسی کمک کند بخصوص یک تازه وارد؟ چطور میتوانم خطاها و اشتباهاتم را فاش کنم؟ چگونه انجام این کار به هر کسی کمک خواهد کرد؟ چرا من هنوز خیلی از نواقص شخصیتی را دارم؟ همه این سوالها از ذهنم عبور میکند وعدم اعتماد به نفس شروع میشود. این گفتگوی ذهنی در سرم غوغا میکند .
برای پاک کردن ذهنم نفس عمیقی میکشم و بی صدا دعایی میخوانم 《خداوندا کمکم کن چیزی را بگویم که به کسی کمک کند و لطفا نگذار ناامید ودیوانه به نظر برسم. به من اجازه بده تا تجربه ، نیرو وامیدم را مشارکت کنم . فرصت بده تا به آنها بگویم برنامه نارانان چگونه به من کمک کرد تا آرامش وآسایش را به درون زندگیم بیاورم . یاریم کن تا به آنهایی که نیاز دارند پیام را برسانم.》
به خاطر دارم که باید زندگی رو به نیروی برترم بسپارم . سپس مطمئنم هر چه بگویم و هر طور که بگویم ، آن چیزی خواهد بود که نیاز دارد بشنود. وقتی داستانم را مشارکت میکنم ونیروی تازه ای را که در برنامه پیدا کرده ام آشکار میکنم، صدای امید بخش درونم را میشنوم . مطمئنم چیزی را که میگویم، خواست نیروی برترم است. می دانم که برای رساندن پیام هدایت شده ام .
تفکری برای امروز: برنامه وبهبودی من موهبتهایی است که که از سایر اعضای نارانان دریافت کرده ام. وقتی از من خواسته میشود صحبت کنم فرصتی است برای من تا بخشی از نیرو و نعمتهایی را که در برنامه دریافت کرده ام ، انتقال دهم.
«خدا با ماست»