درود مهمان گرامی! ثبت نام

پروردگارا: آرامشی عطافرما تابپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم،شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.آمین


تبلیغات

نام بنر کانال تلگرام بانیان بهبودی
نام بنر

تابلو اعلانات انجمن بانیان بهبودی

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یک جمله یا شعر یا داستان در مورد رحمت خدا بگو
#11
ابرها به آسمان تکیه می کنند،
درختان به زمین...
و انسان ها
به مهربانی یکدیگر ...
مهرتان افزون و ماندگار...
رسیدن ماه مهر بر شما مبارک 
موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق
پاسخ
سپاس شده توسط: NASIB ، داود ، GOMNAM
#12
*فوق‌العاده زيبا: مطلبي از احمد شاملو*
*به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... *
*خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. *
*زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. **آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی
سرخرگهایم را مسدود کرده بود ... **و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند. **به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش 
بگیرم. **بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ... **فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات
اطرافیانم فراتر ببرم. **زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را
آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...! **.**.**خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه‌اش
تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده
است استفاده کنم : **هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم 
موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق
پاسخ
سپاس شده توسط: NASIB ، داود ، .masoomeh. ، Atlas ، GOMNAM
#13
و عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم ، بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! ، بعد از چند روز به دوستی ، بعد از چند ماه به همکاری ، بعد از چند سال به همسایه ای ... اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
پروردگارا !   از حمایت بیکرانت بی نهایت سپاسگزارم !!                         
پاسخ
سپاس شده توسط: NASIB ، داود ، Atlas ، GOMNAM
#14
    خدایا ببخشای مرا...

               آنقدر که حسرت نداشته هایم را خوردم

               شاکر داشته هایم نبودم....

                                                    
تصویر: images/smilies/heart.gifتصویر: images/smilies/heart.gifتصویر: images/smilies/heart.gifتصویر: images/smilies/heart.gifتصویر: images/smilies/heart.gif   
پاسخ
سپاس شده توسط: ARSAM ، .masoomeh. ، Atlas ، GOMNAM
#15
" خدا "
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ " ﻋﻤﺮ ﺩﻧﯿﺎ " ﺳﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ! !
ﮔﻠﻮﯼ ﺧﺸﮏ ﺻﺤﺮﺍﯾﯽ ﺑﻪ " ﺑﺎﺭﺍﻥ " ﺗﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!
ﻭ. . .
ﺗﺎﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ " ﮐﺎﺟﯽ " ﻧﻤﯽﺍﻓﺘﺪ
ﻭ. . .
ﺑﺎﻏﯽ ﺍﺯ ﻫﺠﻮﻡ ﺩﺍﺱ ﻫﺎ " ﭘﺮﭘﺮ " ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ! !
" خدا "
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ " ﺩﺍﻧﻪ ﺍﯼ " ﮐﻮﭼﮑﺘﺮ ﺍﺯ " ﺑﺎرﺍﻥ "
" گلی "
ﺑﺎﻻ ﺭﻭﻧﺪﻩ ﻣﺜﻞ " ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ " ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﻭ. . .
ﮐﺮﻡ ﮐﻮﭼﮑﯽ " ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ " ﺯﯾﺒﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ! ! !
" خدا "
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ؛
" ﻏﯿﺮ ﻣﻤﮑﻦ "
می شود " ممکن "
ﻭﻟﯽ. . .
ﻭﻗﺘﯽ " ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ " ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﯾﮕﺮ " ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ " ﺷﺪ. .
پاسخ
سپاس شده توسط: .masoomeh. ، Atlas ، GOMNAM
#16
کوهنوردی که خیلی به خود ایمان داشت قصد بالا رفتن از کوهی را کرد..
تقریباً نزدیک قله کوه بود که مه غلیظی سراسر کوه را گرفت. در این هنگام از روی سنگی لغزید و به پایین سقوط کرد.
کوهنورد مرگ را جلوی چشمانش دید و در حال سقوط از صمیم قلب فریاد زد:
«خدایا کجایی!»
ناگهان طناب ایمنی که او را نگه می‌داشت دور کمرش پیچید و او را بین زمین و هوا معلق نگه داشت.
مه غلیظ بود و او جایی را نمی‌دید و نمی‌توانست عکس‌العملی انجام دهد. پس دوباره فریاد زد:
«خدایا نجاتم بده!»
صدایی از آسمان شنید که می‌گفت:
«آیا تو ایمان داری که من می‌توانم نجاتت دهم؟»
کوهنورد گفت: «بله.»
صدا گفت: «طناب را ببر!»
کوهنورد لحظه‌ای فکر کرد و سپس طناب را محکم دو دستی چسبید.
صبح زمانی که گروه نجات برای کمک به کوهنورد آمدند چیز عجیبی دیدند؛ کوهنورد را دیدند که از سرمای هوا یخ زده بود و طنابی که به دور کمرش بسته شده است را دو دستی و محکم چسبیده است ولی او با زمین فقط یک متر فاصله داشت!

در بسیاری از موارد ادعا می کنیم که ایمان داریم. ولی فقط وقتی ایمان داریم که از نتیجه مطمئن باشیم!
معنى ایمان يعنى باور
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
پاسخ
سپاس شده توسط: Atlas ، GOMNAM
#17
هُوَ
 
نمی دانم اگر روزی تو را پيداكنم دلشاد خواهم بود؟
 
غزل هایم برایت باز آیا قصّه خواهد گفت؟
 
تمام لحظه هایم پیشِ چشمت باز  رنگ می بازند؟
 
الاها مگذار افسونم کُند ، سنگيني - تقدیر
 
تو مپسند اعتيادم بر جهانم چنگ اندازد
 
تو می دانی تو را از غم سرشتم ای غزل ، از دل
 
وگرنه بی دلیل این واژه ها بر خود نمی نازند
 
ببین یک روز
 
تماشا کن !دمادم لحظه هايم را
 
تنم می سوزد از این شعله ها ،هر دم
 
چه باید کرد ؟
، وقتی شعله ها در حالِ پروازند !
پاسخ
سپاس شده توسط: GOMNAM


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  یه جمله در مورد راهنما بنویس NASIB 10 1,969 2015-10-30، 06:20
آخرین ارسال: سعد

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان