امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من و تغییراتم
#1
گر مرا بسيار دوست بداري ، شايد حس تو صادقانه نباشد كمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پايان

نرسد .
من به كم هم قانعم و اگر عشق تو اندك اما صادقانه باشد من راضي ام .

"دوستي پايدار از هر چيزي بالاتر است

درختان می گویند بهار

پرندگان می گویند ، لانه

سنگ ها می گویند صبر

و خاک ها می گویند مصاحب

و انسان ها می گویند «خوشبختی»

امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،

در طلب نور !

ما نه درختیم

و نه خاک .

پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،

باید در حریم
خودمان جستجو کنیم
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ
#2
قرار بوده كه من رابطه ام را با خودم بهبود ببخشم ...ولي تغييراتي كه بعد از قدم 5  مي بينم و احساس ميكنم ، اينست كه هر جا از كسي ناراحت ميشم ، يا رنجشي برام زنده ميشه ،  ديگه انگشت اشاره ام به طرف ديگري كه منو رنجونده نيست .. انگشت اشاره بطرف خودمه ... نواقصم جلوي چشمم رديف ميشن ... 
  در اصل نواقص و ضعف ها در من ، بهم  يادآوري ميكنند  كه من چيكار كردم ؟ و حسي كه منو با خودم بد ميكنه ...در اصل من از ديگران ناراحت نميشم ، شايد هم از دست خودم عصباني بشم .، كه چرا من اينگونه هستم ؟ ...
  .و چون آدم كمال گرايي هستم نميتونم خودم را ببخشم ..و فرصت اشتباه بخودم بدهم ...پس چطور ميتونم رابطه دوستانه با خودم داشته باشم ؟ [img]images/smilies/huh.gif[/img]  دعا ميكنم ...... مرسي كه خونديد ..
   
     خدا را دوست دارم ....
      ***********  ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين  بخنداند ....
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان