ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
گاهی برای اینکه تایید شوم گناه دیگران را گردن می گرفتم وخود را یک فداکار جلوه می دادم در ان لحظه چون تایید می شدم احساس خوبی داشتم ولی بعد که عنوان می شد یا ان شخص به روی خودش نمی اورد احساس یک قربانی سلاخی شده به من دست می داد
امروز سعی می کنم از روی نقایصم برای دیگران دلسوزی نکنم تا پوچی به سراغم نیاید
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
46_بله،مواقعی که از اعتمادوصداقتم سوءاستفاده شود،غرورم بشکند،نتوانم حرف دلم رابزنم ودرخودم بریزم،زمانی که عشق ومحبت راگدایی میکنم،وقتی موردتمسخرویاتوهین واقع میشوم،دررابطه ای که بخاطردوستم خودم راکنارمیکشم،زمانی که ازمن سوءاستفاده مالی واحساسی میشود، زمانی که به هردلیل ازحق وحقوقم میگذرم،وقتی بهم تهمت میزنند،زمانی که با نه گفتن مشکل پیدامیکنم ودچار رودربایستی میشوم،وقتی اجبارأوبدون تمایل واردرابطه ای میشوم ویا رابطه ای راکات میکنم،جاهایی که مجبوربه دروغ گفتن وشهادت دروغ دادن میشوم،زمانیکه نمیتوانم احساسات واقعیموبروزبدم ومجبورمیشم اوناروسرکوب وخفه کنم،وباج دادن بخاطرسرپوش گذاشتن برروی ترسهایم خیلی اوقات باعث شده تاحس قربانی بودن پیداکنم.
اماامروزه پی برده ام که من بیشترقربانی تصورات غلط وافکارخراب خودم بوده ام وتمامی این افکاروتصورات باطل باعث میشودتامن یک شخصیت قربانی دربرابرهرچیزی که باب میل من نیست پیداکنم تا شروع به خودآزاری ودیگرآزاری کنم.
جواب این سؤالات کمکم میکند تارابطه ای سالم درست وواقعی باخودم ودیگران داشته باشم ودست ازتوهم وخودآزاری بردارم?