برخی آدمــــها به یک دلیل از مسیر زندگی ما مـیگذرند و میروند
تـا به مـا درسهایی بیاموزند
که اگـــــر می ماندند
هرگز یـــــاد نمی گرفتیــــم !!
♥ زنده یاد خسرو شکیبایی ♥
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺳﺖ ...
ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﺍﺯﺧﻮﺩ ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ...
ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ...ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ...
مزرعه ای که حتی یک گندمش هم سهم من نمی شود،
چه فرقی می کند با سگ پاسبانی شود یا با مترسک . . .
درخت غم به جانم کرده ریشه
به درگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگ ست و آدم مثل شیشه . . .
برای شب پیری در روز جوانی باید چراغ تهیه کرد
(پلوتارک)
وقتی از چیزی میترسی خود را در آن بیفکن ، زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن ترسناک تر است
به مردم این شهر نگو "غلامتم" ساده اند"باور میکنند تو را میفروشند.......
پیری شاید از اونجایی شروع میشه ؛
که از یکسری از آرزوهات منصرف میشی.
افرادی که با ما هم عقیده هستند به ما آرامش می دهند
و افرادی که مخالف با عقیده ی ما هستند ، به ما دانش . . .
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت
داد نمیزنند
ناسزا نمیگویند
نمیزنند
نمیشکنند
...تهمت نمیزنند
کبود نمیکنند
خراب نمیکنند
تنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم و اندوه خودرا
تا مبادا به کسی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند...
[size=large]
تاوان حرفهایی که نمی تونی بگی تارهای سفیدیه که یه شبه لا به لای موهات به وجد میاد . 
[/size
]
خسرو شكيبايي گفته :
ماهي هي ميخواست يه چيزي بهم بگه ، تا دهنشو باز ميكرد ، آب ميرفت توي دهنش و نميتونست بگه !!
دست كردم تو آكواريوم درش اوردم ، شروع كرد از خوشحالي بالا پايين پريدن ..
دلم نيومد دوباره بندازمش اون تو ...اينقدر بالا پايين پريد تا خسته شد ..
خوابيد ..ديدم بهترين موقع است تا خوابه دوباره بندازمش توي آب ...
ولي الان چند ساعته ، بيدار نشده ...يعني فكر كنم بيدار شده ..ديد انداختمش اون تو ، قهر كرده و خودشو زده به خواب !!...
اين داستان رفتار بعضي از ما با ادمهاي اطرافمونه ....
دوستشون داريم و دوستمون دارند
ولي ، اونا را نمي فهميم ...
فقط تو دنياي خودمون داريم بهترين رفتارها را با اونا ميكنيم ...