انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: خواستن
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم

نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم

خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت

من باشم و آن کسی که من می خواهم
ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﻣــــﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ
ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ “ﻣــــــﻦ ” ﺑﺎﺷﺪ . . .
در هر صورت در عشق تو میبازم

باسکه و شیر یا خطش میسازم

گرشیر آمد تو در دلم میمانی

گر خط آمد دوباره می اندازم...
انقدر نام تورابرلب خودزمزمه کردم لب من سوخت ولی نام توراتوبه نکردم
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻢ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ “ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ”
ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺸﺎﻥ
ﺭﺍ . . .
ﺑﻬﺸﺎﻥ ﺧﺮﺩﻩ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ !
ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ “ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ” ﺣﺮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ،
ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ،
ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﺨﻨﺪﯼ ، ﺗﺎ ﺗﻮ
ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯽ . . .
ﺁﺯﺍﺭﺕ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ ، ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﮑﻨﺪ ،
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺘﺎﯾﻢ . .
هرچه میخواهی بگو

تنهاحرف چشمانت راقبول دارم
ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ،ﺟﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﯾﺪﻡ،ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ،ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ
مرگم باد اگر لحظه ای کوتاه بیایم
از تکرار این پیش پا افتاده ترین حرف که
دوستت دارم

هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم

با یک علامت سوال … “؟”

و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم !؟
اوج خوشبختی ست ، وقتی:
کسی باشد که تو را
آنگونه دوست داشته باشد که دلت میخواهد!