انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: 1- آیا می خواهم صادقانه به خودم بنگرم؟ چه چیزی مانع راهم می شود؟
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
1- آیا می خواهم صادقانه به خودم بنگرم؟ چه چیزی مانع راهم می شود؟
بله خیلی دوست دارم به خودم صادقانه نگاه کنم

اما یکی ترسام اجازه اینکارو به من نمیده، یکی بی اعتمادی به خودم ، چون لطمات زیادی تو زندگی خوردم و باعث شده که بی اعتماد بشم ، سلامت عقلم ندارم، و همیشه به گذشته فکر میکنم و ... خیلی دلیل های دیگه باعث میشه نتونم به خودم صادقانه نگاه کنم
ولی با کارکرد قدم هام کمی بهتر شدم برام دعا کنید تو مسیر بهبودی بمونم منم بر شماها دعا میکنم.Heart
بله من بدلیل لطماتی که در زندگی خورده وبه دیگران زدم دردرجه اول بخاطر رهایی خودم ازبند درون وهمچنین تکرارگذشته درذهنم بطوردائم دلم میخواست که خیلی صادقانه دفتر گذشته راببندم وبتوانم حداقل آینه ای که درآن خودم را روزانه می بینم شفاف کنم تا چهره واقعی خودم رادوباره دوست داشتنی ببینم دلم نمیخواست دیگه ترس از قضاوت داشته باشم لرزان قدم برداشتم من باصداقت همه چیزراگفتم حتی باتصور اینکه شاید دوباره قضاوت بشم ولی برام مهم نبود چون کسی که قضاوت میکنه مثل من هنوز درگیره مهم این بود که این اشتباهات را غیراز خودم باراهنمایم و خدا بااینکه به زندگی من اشراف داشت ولی  از زبان خودم باقبول مسئولیت می شنیدواین برایم شیرین بود برایم بارمثبت خیلی بالایی داشت کسی که میخواهد به تواضع برسد ریسک همه چیز را میکند منهم کردم دیگه برای مهم نبود که راجع به من چه فکری بشه ٬ آیا کسی به من اهمیت بده ازطرف دیگران مورد محبت قراربگیرم یانگیرم من خداراداشتم بااو که آشنا شدم رفتم تودل ترسهام نه اینکه اصلا نمیترسم ولی اگه هم بترسم کوتاه مدت هست چون چترش روی سرم هست امروز میتونم باشجاعت باتمام سختیهای راه برام آرامش ٬ عشق  پذیرش خودم در هرزمان و باهراشتباه ویافتن  نیمه گم شده ام را به ارمغان آورد اون شادی که از این مسیر بدست آوردم باهیچ چیز تو دنیا عوض نمیکنم .