انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: فقط بگو
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2
از من که چیزی کم نمیشود...

فقط بگو با وجدانت چه میکنی؟

نکند آن را هم پاک کرده ای؟

نــــــــــــه ! شدنی نیست...

نمیتوانی آنچه که نداشتی را پاک کنی.
گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی
کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟

شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت

شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی

تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد

غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟

گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند

دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی

روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت

کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی

بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد

باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی

من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی
ﺑﯿﺎ ﺣﻮﺍﺱ ﺗﻘﺪﯾﺮﻭ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﯿﻢ، ﺗﻮﺻﺪﺍﺵ ﮐﻦ ﻣﻦ ﺩﺯﺩﮐﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﻡ
[تصویر:  zj4xklo0wjldrc2n0qni.jpg]
[تصویر:  255.jpg]
تو بگو ....

 وقتي من خواب بودم ...

 چه كسي مداد رنگي اش را برداشت و فاصله ها را پر رنگ كرد ؟ !!....
صفحه‌ها: 1 2