خدا را چه ديدى
شايد يه روز درد و غصه هم قيمت پيدا كرد ما هم ثروتمند شديم
ما از همان کودکی
بازیچه دست روزگار شدیم
وگرنه کـــدام روبــاهـــی پنــیر میخورد
هیچ عینکی دوری تو را نزدیک نمی کند !
.
.
من رفتم اما رفتنم را تنها یک نفر دید : سایه ی سیاه پوشم …
.
.
هرجا سخن از اعتماد است نام دل بینوای من میدرخشد …
.
.
تو سنگ تمام گذاشتی و من حتی با کلوخی سست می شکستم …
.