شعر تیتراژ علی کوچولو :
لی لی لی لی لی ,لی لی لی حوضک
علی کوچولو , این مرده کوچک
علی کوچولو , تو قصه ها نیست
مثه منو تو , اون دور دورا نیست
نه قهرمانه , نه خیلی ترسو
نه خیلی پرحرف , نه خیلی کم رو
خونشون در داره , دره خونشون کلون داره
حیاط داره ایوون داره , اتاقش تاقچه داره
حیاطش باغچه داره , باغچه ای داره گل گلی
کنار حوضش بلبلی , لای لای لای
لی لی لی حوضک , لی لی لی لی لی
این مادرشه , مادره علی
مامانه خوبش , چه مهربونه
علی کوچولو , اینو می دونه
اینم باباشه , چه خالیه جاش
رفته به جبهه , خدا به همراش
علی کوچولو , چه خوب و نازه
واسمون داره , حرفای تازه ...
اخ اخ یادش بخیر : (دهه شصتیا میدونن)
اخ اخ یادش بخیر : (دهه شصتیا میدونن) یادتونه اون دوران گوشی تلفن خونه ها آی دی کالر (شماره گیر) نداشت چند نفری جمع میشدیم مزاحمی زنگ میزدیم خونه عمو , عمه, خاله, دایی و...فوت میکردیم ,سوت میزدیم,کلی چرت و پرت تحویل میدادیم
یادش بخیر قدیما.. .......... یادش بخیر چقدر حرص میخوردیم وقتی روز تعطیل رسمی با جمعه تداخل داشت... ...... .. بچه های نسل امروز هیچوقت رابطه نوار کاست رو باخودکار بیک نمیفهمن… .. ما بچه بودیم یه بازی بود به نام: «همه ساکت بودند ناگهان خری گفت»… صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت ! بچه کـــه بــودیم یکی از تفریحات سالم ما این بود: که پنکه رو خاموش میکردیم, یکم که سرعتش کم میشد, با انگشت پَره هاشو نگه میداشتیم… .. یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که: تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام! بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو….. من که حلالشون نمی کنم!!!!! .. یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم، مامانمون میپرسید: چند میشی؟ با صدای بلند داد می زدیم ۲۰ ! یادش گرامی باد ! ۱ دقیقه سکوت لطفا !!! یادش بخیر بچه بودیم اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد! زنگ میزدیم مزاحم میشدیم یه بار زنگ زدم یه مَرده گوشی رو برداشت، منم فوت میکردم... گفت: خُب حالا من با فشار دادن یک دکمه….. آقا ما هم از ترسمون سریع قط میکردیم ! یه همچین ادم هایی بودیم ما !!! .. یادش بخیر قدیمـا رو عیدی فَک و فامیل حســـــاب باز میکردیم... الانا خیلـــي منت بزارم كه برم خونه كسي عيد ديدني اونم شايد برم …! .. .. والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین ادم های دوست داشتنی ای بودیم ما..! این روزا به بچه ها میگن “برو گم شو” میره تو اتاقش، بعد بابا مامانه خودشون میرن منت کشی !!! قدیما به ما میگفتن برو گم شو، جا نداشتیم همینطوری مجهول بودیم الان کجا باید بریم !؟!؟!
ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ :ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﻣﺠﺮﺩﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ!
ﭘﯿﺮﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ
ﺑﮑﻨﯽ !
ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ :ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ
ﺑﮑﻨﯽ ﮔﻤﺸﻮ ﺑﺮﻭ ﺟﻬﻨﻢ !
ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻏﻠﻄﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮑﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺼﺎﻑ
ﻧــﯿــﺴــﺖ :|
وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش در بیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه !!
میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه !!