انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: 3-مفهوم وسوسه چیست/
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2
مفهوم وسوسه چیست/
بیماری ما از سه جنبه تشکیل شده است. 1جنبه جسمی که بدونه توجه به عواقب آن مصرف می کردیم.2 جنبه روحانی این بیماری ما را به گونه ای خود محور و خودخواه کرده بود(خلا روحانی). 3جنبه روانی این بیماری که ما را تحت تاثیر وسوسه ،اشتغال فکری و اجبار به ادامه مصرف حرکت می داد.راهکارهای وسوسه انجام دادن اصول اولیه برنامه ،مشارکت ، ارتباط مداوم با راهنما ،حضور مرتب در جلسات ،خدمت کردن
وسوسه یک فکر سمج است که بارها ما را به سمت اعتیادهای ناسالم میکشاند و با کارکرد قدمها کم و کمتر میشود
وسوسه ماننده کودکی شر است که پشت درب منزل ماست به محض باز کردن درب زندگی مارا اشفته میکند
وسوسه بدترین حالت اعتیاد است فکری ثابت و سمج.فکری نا سالم است که وارد افکار من شده وباعث می شود من احساسی عمل کنم و افکارم را به رفتار تبدیل کنم وتا ان موقع دست از سر من بر نمیدارد.
آنچه که دل می خواهد و عقل در برابرش تسلیم شود و منطق به کار نیاید.
وسوسه میلی طبیعی وخدادای است واز طریق حواس پنج گانه قصدورود میکند.وسوسه انرژی جسمی فکری روحانی وروانی را به تحلیل میبردوفرد را مجبوربه مصرف(مواد یانواقص)می کند.نباید در موقعیت قرار گرفت وبه آن بهاء داد وتنها راهکارمقابله با آن شرکت در جلسات واقرار آن است.
وسوسه بها دادن به افکاری است که ما را به طرف لذتهای آنی و زود گذر وابستگیهایمان می کشاند.
وسوسه شدن یکی از شاخه های افراط است . افراط کردن از مهمترین ویژگی های من و از خصوصیات بارز بیماری اعتیادم است . من زیاد وسوسه می شوم . برای من وسوسه با میل شدید به چیزی آغاز می شود و اگر به آن بها بدهم ( یعنی در فکر خودم با آن کلنجار برو م که اینکار را بکنم یا نکنم ) تبدیل به وسوسه می شود . آنوقت است که دیگر نمی توانم جلوی وسوسه ام را بگیرم . مغزم قفل می شود و تا آن کار را انجام ندهم آرام نمی گیرم و به حالت عادی برنمی گردم .

من با افراد معمولی صحبت کردم و فهمیدم آنها هم گاهی وسوسه می شوند کارهای ناسالمی ( مثل مصرف الکل و درگیر شدن در ماجراهای ناسالم جنسی ) انجام بدهند ، امابه خاطر فکر سالمی که دارند دنبال وسوسه خود را نمی گیرند و این امیال منفی را از خود دور می کنند .

برخی دیگر از افراد جامعه ( که به نظر می رسد سالم هستند ) را می بینم که در ظاهر هیچ ماده مخدری ( الکل هم ماده مخدر است ) مصرف نمی کنند ، اما در مورد داشتن یا نداشتن و یا انجام کارهای خاصی وسوسه های شدید دارند! یکی از این افراد که از دوستان نزدیک من است میل شدیدی به تحصیل دارد به نحوی که هرگز نمی توانید او را بدون اینکه در حال مطالعه کردن باشد ببینید! گاهی یادش می رود مرتب غذا بخورد و شنیدم یکی دو بار به حال موت افتاده است! معمولا سرو وضع مناسبی ندارد و با حالت ژولیده ای که دارد ، آدم یاد فیلمهایی می افتد که در آن دانشمندان پرکار را به این سبک نشان می دهند!

گاهی برای من این سوال پیش می آید که این حالت ها ، به خاطر میل و وسوسه افراطی است یا پشتکار در رسیدن به هدفی سالم که یک صفت پسندیده است؟ جواب دادن به این سوال راحت نیست ! از طرفی می دانم که اگر کسی بیش از حد نرمال و طبیعی به موضوعی وابستگی داشته باشد بیمار است ( نام بیماری او در حقیقت همان اعتیاد است ) و از طرفی دیگر وقتی به بیوگرافی دانشمندان و کسانی که به نوعی باعث پیشرفت ( مادی و معنوی ) بشریت شده اند نگاه می کنم ، می بینم که آنها در سطح جامعه محبوبیت و موفقیت داشتند ، اما در زندگی شخصی اکثرا موفق نبودند! نتیجه ای که من می گیرم این است که این افراد هم شاخه افراط ، بیماری اعتیاد را دارند!
سلام .هرفکری که درذهن ماادامه پیدا کند.وسوسه مساوی اجباراست.داروی ان اقرارصادقانه
وسوسه عروس هزار چهره می باشد

فکری موذی ،سمج ،و زود گذر است  که به صورت یک فکر ناسالم برای من کار می کند
در این مواقع بهترین ر اه مشارکت با راهنما و دوستان بهبودی  و دعا کردن است
صفحه‌ها: 1 2