یه بارم بعد از کلی شیشه پاک کردن و زمین سابیدن و درو دیوار شستن، مامانم اومده خیلی شیک میگه:
آخـــــــــــــی عزیـــــزم! خستـه شدی؟!!
گفتم: پـــَ نـــَ پــــَ !! داشتم گرم میکردم که برم قالی هارم تو حیاط بشورم....
تنهایی داشتم کمد اتاقمو جابجا میکردم مثل هرکول دودستی کمدمو تو بغل میگرفتم جابجاش میکردم مادرم از راه رسید پرسید کمدتو جابجا میکنی؟
گفتم پ ن پ دلش گرفته بود بغلش کردم دلداریش بدم !
با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پَ نه پَ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم!!!
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم ، بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه !
از مترو واسه دانشگاه تاکسی گذاشتن...سوار شدیم...دوستم میگه پول میگیرن؟؟
پ نه پ فی سبیل لالله کار میکنن... واسه تولید علم!!!
[/color][/font][/size]میخوایم بریم خونه ی جدیدمون ، مامانم میگه این همه اثاثو باید با کامیون ببریم ؟!!
میگم : پـَـــ نــه پـَـــ راست کلیک کن ، کات کنشون ، برو تو خونه جدیده پیست کن ! [/align]
رو دیوار مارمولک بود،داداشم دیده میگه مارمولکه؟
پـَـــ نــه پـَـــ سوسماره معتاد شده به این روز افتاده ببین عبرت بگیر
دارم ماشینمو میشورم،دوستم میاد میگه داری ماشینتو میشوری؟؟؟؟؟
پ ن پ آبیاریش میکنم بلکه رشد کنه بشه کامیون
رفتم مغازه میگم ببخشید تخمه دارید؟
میگه کیلویی؟
گفتم پ… یهو داد زد خفه شو، چیه شما جوونا یادگرفتین میگین پ ن پ!
گفتم پنیرم میخواستم!
بدبخت کلی عذر خواهی کرد گفت :پنیر کیلویی بدم؟
گفتم پ ن پ متری بده!!!
بعد در رفتم… خخخخخ
به داداشم ميگم : برو عصاي آقا جون رو بيار ....ميگه آقا جون ميخاد بره ؟؟ ...
پ ن پ : ميخواد به اذن پروردگار عصا را تبديل به اژدها كنه .....
نفس نفس زنان خودم را به اتوبوس رسوندم .....راننده ميگه : سوار ميشي ؟
ميگم : پ ن پ آمدم سفر خوشي رو براتون آرزو كنم .....
زنگ زدم 110 ميگم : آقا اينجا دزد آمده ، ما گرفتيمش لطفا كسي را بفرستيد ...
مي پرسه : ميخواهيد شكايت كنيد ؟؟
پ ن پ شبيه زنگ زديم بگيم : وسيله همراهش نيست شما تا يه جايي برسونينش !!...تو خيابون نمونه اين موقع شب ...
رفتم دادگستري يارو ميگه : شكايت داريد ؟؟
گفتم : پ ن پ _ يه خورده برنج آورديم با ترازوي عدالت وزن كنيم ...