انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: عاشقی
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4
پسر ها می دونن جنبش فمنیسم چیه، واسه همین ازش متنفرن، ولی دختر ها


نمی دونن جنبش فمنیسم چیه، واسه همین طرفدارشن
تو می اندیشم
به تو و تندی طوفان نگاهت بر من
به خود و عشق عمیقت در تن
به تو و خاطره ها
که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم
جام قلبم که به دست تو شکست
من چرا باز تو را می بخشم؟؟؟
به تو می اندیشم
به تو که غرق در افکار خودی
من در اندیشه افکار توام
قانعم بر نگه کوته تو
هر زمان در پی دیدار توام…
و من هنوز عاشقم
آنقدر که مي توانم
هر شب بدون آنکه خوابم بگيرد
از اول تا آخر بي وفايي هايت را بشمارم
و دست آخر
همه را فراموش کنم
آنقدر که مي توانم
اسمت را
روي تمام آبهاي دنيا بنويسم
و باز هم جا کم بيا ورم
آنقدر که مي توانم
شب ها طوري به يادت گريه کنم که
خدا جايم را با آسمان عوض کند!
و من هنوز عاشقم
آنقدر که ميتوانم
چشم هايم را ببندم
و خيال کنم:
هنوز دوستم داري
عشق

امیری به شاهزاده گفت: من عاشق توام، شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است، امیر برگشت و دید هیچکس نیست، شاهزاده گفت: عاشق نیستی! عاشق به غیر نظر نمیکند
عشق يعن ي اميد، يعن ي طراوت باران، يعن ي سفيدي برف، يعني ساز زندگي و لبريز از خوشي،و عشق يعني راز زيستن!
در خیال دیگری میرفت و من چه عاشقانه
کاسه ی آب را پشت سرش خالی میکردم . . .
یادمان باشدشایدشبی انچنان ارام گرفتیم که دیدار صبح فرداممکن نشد بس به امیدفرداهامحبت هایمان راذخیره نکنیم
آنقدر دوستت دارم که پروانه ها گیج می شوند
گل ها تعجب می کنند و باران دلش آب می افتد !

گلم باشی …
خار میشمو میرم تو دست هرکی بخواد بهت دست بزنه !
من دلم را که می تپد با تو ـ گرچه گمراه ـ دوست می دارم
با تو معدود خنده هایم را ـ گرچه کوتاه ـ دوست می دارم

چشم خود را که دیده بود تو را، دست خود را که چیده بود تو را
پای خود را که مدتی شده بود، با تو همراه دوست می دارم

هر کسی را که دارد از تو نشان، همه را فارغ از زمان و مکان
مثل عکس جوانی ات که در آن، شده ای ماه دوست می دارم

غصه را در پی رمیدن تو، گریه را درپس ندیدن تو
لحظه ای را که بعد دیدن تو ، می کشم آه ... دوست می دارم

یادم آمد ... غزل که می گفتم ؛ دوست می داشتی و می خواندی
به همین خاطر است شعرم را ، گاه و بی گاه دوست می دارم

تو عیار محبتم شده ای دوستت دوست ، دشمنت دشمن
هرکسی را که دوستت دارد، ناخودآگاه دوست می دارم
گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد
میتوان بغض کرد میتوان بارید!
گاهی دور از چشم مداد رنگی ها هم میتوان نقاش شد
میتوان آسمان داشت میتوان آبی شد....
اما گاهی دور از چشم گذشته
نمی توان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد

صفحه‌ها: 1 2 3 4