انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: عاشقی
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4
دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم
یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟
بگی اره ..!!!
منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم
دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :
یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...
صدامی آید صدای تـــوست درباد وپنجره ای که بی طاقت است برای

باز شدن و مـــــن درصدای تو بیدارمی شوم بیرون می روم روی بالکن

می ایستم هوای سرد وسوزداری است.پریشان موهــــــــایم روی شانه هایم

ریخته است وبه دورها نگاه می کنم بادطره گیسوانم راچنگ می زندومی گوید:

بانـــــو چیزی درتو می گذرد.لبخندی تلخ می زنم ومی گویم آنچه درمن است

زخمی است برقلبــــــم به نام دلتنــــــگی ودانه های اشکـــــم سرمی خورند و

گلهای دامنم را آبیاری می کنند.چقدردلتنگم برای بودنت برای رسیدنت برای اینکه

بیایی سایه ها بلرزندو هراسها بغلتند ودورشوند.
دیوانه نیستم
فقط و فقط
طوری خاص که
دیگران نمیتوانند
تو را درست دارم
فرهاد میدونست۱۰۰سال نمیتونه کوه بکنه، فقط میخواست یک عمر اسمش کنار شیرین بیاد...
خیلی ها میگن اگه به معشوقت زیاد بگی دوستت دارم
اون زود تو را از یاد می بره و به کس دیگری عشق می ورزد
ولی من به تو اطمینان دارم پس دوستت دارم

[تصویر:  1398753362511.jpg]
لباس مشكي چقدر بهت مياد...
كاش زودتراز اينابرات ميمردم....!
مهربانیت را دیده ام
نه در خواب ..
که در آبی ترین لحظه های آبی بودنت
و آمده ام که بمانم
اگر ماندن را بخواهی ...
از تو ابدیتی خواهم ساخت
که عشق ،
اول و آخرحادثه ی من و تو باشد
و دل ،
هدیه ای که همیشه در تصرف چشمانت
خواهد بود !!!.
دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم. . .
حرف میزنی اما تلخ محبت می کنی ولی سرد چه اجباری است دوست داشتن من!
در قلب کوچکم

فرمانروایی میکنی

بدون هیچ نائب السلطنه ای

کسی نمیداند چه لذتی دارد

بهترین پادشاه تاریخ را در

دل داشتن....!
صفحه‌ها: 1 2 3 4