انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: فقط اس ام اس باران
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5
وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد …
یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد …
.
.
.
باران ببار …

ببار که شاید پس از بارش تو به یادش رنگین کمانی در دلم برپا شود !
.
.
.
باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن !



هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم …
می گویند باران رساناست ، شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند …
::
::
دیشب خدا آهسته در گوشم گفت :
دیگه بسه ، بارانم از اشکهایت خجالت میکشد …

::
::
دلم باران میخواهد و چتری خراب و خیابانی که هیچگاه به خانه ی تو نرسد …


تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
نگاهم که کردى دلم پر گرفت
دلم غربت زنگ آخر گرفت
نگاهم که کردى سکوتم شکست
درون دلم عشق گوئى نشست
نگاهم که کردى زمان صبر کرد
دل آسمان را پر از ابر کرد
و بعد از نگاه تو باران گرفت
وعشقى درون تنم جان گرفت
نگاهم کن و باز با من بمان
تو,,حرف دل بى کسم را بخوان
نگاهم کن اى زندگى بخش من
و با قلبم از عشق حرفى بزن ....
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻋﺠﺐ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ !
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ، ﭼﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ ﺍﯼ
ﺩﺍﺭﺩ !
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ !
ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﻧﯿﺎ ،
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﺎ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﮑﻨﺪ
اران!
به روزگارِ من ببار
من از باورِ اینهمه فاصله بیزارم
من از دویدن
میا‌ن خودم و سایه‌ها خسته ام
من از تقدیرِ گلی‌
که پشتِ پنجره‌ام نمی‌‌روید، غمگینم
بسیار غمگین
باران ببار !
بر این خانه
بر این کوچه
بر هیبتی‌ بی‌ وزن
بی‌ زمان
بی‌ ستاره
ببار
باران بخوان
با چشم‌های بسته بخوان
این حرف‌ها نه بیداری می‌ طلبند
نه هوشیاری...
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم

کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .

.

.

.

روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار

اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن ، نه کم میاد و نه بند میاد . . .

.

.

.

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی

گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .

.

.

.

میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی

پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید . . .
بزن باران...
سوختم باران بزن برپیکرم شایدتوخاموشم کنی

شایدامشب سوزش این زخم ها راکم کنی

آه باران من سراپای وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شایدتوخاموشم کنی..
نَم نَم باران ... تجسم یک خیال ... خَم شدن درخت بید ...
صدای رودخانه ای تنها ...
تصور تو رو را برایم تدائی کرد ... که ندیدمت" شنیدم .

(حامد جلیلی
باز باران باریدخیس شد خاطره ها.مرحبا بر دل ابری هوا .
هركجا هستی باش آسمانت آبی وتمام دلت از غصه دنیاخالی
هنوز هم
وقتی باران می بارد
تنم را به او می سپارم
میگویند باران رساناست
شاید یکی از این بارانها
دست مرا به دستان تو برساند
سلماز
ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ
ﺷﺎﯾﺪﺍﻣﺸﺐ ﺳﻮﺯﺵ ﺍﯾﻦ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﺭﺍﮐﻢ ﮐﻨﯽ
ﺁﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻦ ﺳﺮﺍﭘﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺰﻥ ﺷﺎﯾﺪﺗﻮﺧﺎﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5