2014-11-26، 05:22
صفحهها: 1 2
2015-02-17، 07:13
[bgcolor=#FFF0F5]نذر کرده ام[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]یک روزی که خوشحال تر بودم[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]بیایم و بنویسم که[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]زندگی را باید با لذت خورد[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]یک روزی که خوشحال تر بودم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]می آیم و می نویسم که[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]" این نیز بگذرد "[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]مثل همیشه که همه چیز گذشته است و[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]یک روزی که خوشحال تر بودم[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]یک نقاشی از پاییز میگذارم ،[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]زندگی پاییز هم می شود ،[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر![/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]یک روزی که خوشحال تر بودم[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]نذرم را ادا می کنم[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]تا روزهایی مثل حالا[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]که خستگی و ناتوانی[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]لای دست و پایم پیچیده است[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]بخوانمشان و یادم بیاید که[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد[/bgcolor][align=justify][bgcolor=#FFF0F5]و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان.[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5]مهدی اخوان ثالث [/bgcolor]
صفحهها: 1 2
![[تصویر: 3zi6ix1.jpg]](http://tinypic.com/3zi6ix1.jpg)