انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: 6) آيا بياد داريد اوليـن رفتار يا رفتارهايي که به آن وابسته شديد چه رفتارهايي بوده اس
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
6) آيا بياد داريد اوليـن رفتار يا رفتارهايي که به آن وابسته شديد چه رفتارهايي بوده است؟
من به یکسری رفتارها عادت کرده بودم. ناسازگاری با پدر و مادرم .ترس و خجالت. معذب بودن در جمع.خودکم بینی و ترس از دیگران، به عقیده خودم در ان سن خودم مقصر نبودم و اطرافیان و خانواده و فامیل با اعمال و رفتارشان باعث میشدند حس خودکم بینی و ترس و توسری خوردن و ناامیدی را در من بوجود می اوردند، برخلاف اینکه من شدیدا زیبا و باهوش بودم اما نوع رفتار دیگران و تحقیر شدنم در میان دیگران والبته بیتفاوتی پدر و مادرم نسبت به این قضایا این عادتهای بد را در من بیشتر میکرد، البته من اکنون با چند دور کارکرد ۱۲ قدم دیگر رنجشی از انها ندارم اما درس گرفتم و حس اعتماد به نفس را در پسرم بوجود می اورم، اجازه نمیدهم با هر کسی معاشرت کند و به او اهمیت زیادی میدهم، این را هم بگویم خانواده من معمولا وسایل رفاه مرا براورده میکردند اما متاسفانه من در محیط بسیار بدی بزرگ شدم محیطی که درس خواندن را مسخره میکردند!و من امروز با تمام فشارها در بهترین محیط وسایل و اسایش خانواده ام را تا حدودی مهیا کرده ام و به عنوان تجربع فردی معتقدم محیط بی تاثیر نیست
من اولین رفتارهای ک ب انها وابسته شدم اینکه با اعصبانیت با دیگران حرف میزدم ,یه خالت تهاجمی داشتم و همه بهم میگفتن رفتارت پسرونه ست ,,و اینکه همش دنبال تایید دیگران بودم میخواستم ب هر قیمتی توجه دیگران رو جلب کنم ,وترس داشتم جلو دیگران و تو جمع حرف بزنم ,وابسته بودم ب خودنمایی کردن و جلب توجه همون تایید طلبیم ,به غرور هم وابسته بودم.
اولين رفتاري که وابستگي به آن را به ياد دارم در کودکيم خجالتي بودن زيادم بود به صورتي که حتي حاضر نبودم در جمعي که وارد مي شوم مثل همه سلام کنم و بتوانم به صورت حتي خيلي عادي رفتار کنم و اين رفتار در خانواده به جاي اينکه برطرف شود ، پرورش پيدا کرد و  در خيلي جاها من به عنوان يک شخص خجالتي زبانزد شدم ، اما الان مي دانم که خيلي مواقع براي کودک خودم بعضي از رفتارهاي اشتباهش را پرورش ندهم تا در روند بزرگ شدنش ماندگار نباشد . 
من اولین رفتار های که به ان عادت کردم تنهایی بود و اهنگ غمیگن تو تنهایی خودم گوش بدهم دو پرخاشگری و ازار اذیت مردم بود دعوا کردن عادت کردم ادم خجالتی هم بودممن به غرور و اینکه خودم همه جا نشان بدهم عادت کردم.