انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: 4) آيا بياد داريد اولين جا يا جاهايي که به آن وابسته شديد چه جـا‌ها‌ئي بوده است؟
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
4) آيا بياد داريد اولين جا يا جاهايي که به آن وابسته شديد چه جـا‌ها‌ئي بوده است؟
اولین وابستگیها طبیعی و بر اساس غرائز است ولی از وقتی که من باید این وابستگیها را تشخیص و در مقابل آنها می ایستادم فکر کنم از 7 سالگی به بعد بوده که می بایست پدر و مادر و مخصوصا پدرم مرا با آنها آشنا میکرد و راه استفاده از آنها در عین مستقل بودن از انها را به من می آموخت که این کار را درست و کامل انجام نداد. مثلا نباید اجازه می داد من صبحها بخوابم ولی مادرم با دلسوزی های بیجا و پدرم با اهمال کاری و ضروری ندانستن مبارزه با امیال را به من یاد ندادند. انها به من توانایی نخوابیدن کار را تا اخر پیش بردن و خسته نشدن و ... را آموزش ندادند.
از 14 سالگی به بعد که من هویتم شکل گرفت همواره سعی کردم در مقابل این میل و خواهش ایستادگی کنم ولی من ضعیف بودم و وسوسه شدید. ولی باز هم مسولیت آن کامل بر دوش من است و من پله پله سقوط کردم تا به اینجا رسیدم که همه از یک مرد 34 ساله توقع دارند کاملا بر خودش و امیالش مسلط باشد ولی من عاجزم من هنوز همان کودک 7 ساله هستم. از 14 سالگی هجوم وسوسه ها بسیار شدیدتر از قبل آن بود و من در طی دوره 7 تا 14 سالگی ساخته نشده بودم و حالا دیگر باید با زجر ساخته شوم ولی من از آن عاجزم
[bgcolor=#FFF0F5]به خيلي دلايل من وابستگي شديد به خانه داشتم ، حتي در زمان مدرسه به شدت گريه مي کردم و دوست نداشتم از خانه به مدرسه بروم و اين ناشي از وابستگي شديد من به محيط خانه داشت [/bgcolor]
من بیشتر به کوچه ها وبازی کردن با دوستانم تو کوچه ها دعوا کردن فوتبال بازی کردن  یک مدتی من به کوه رفتن با دوستانم وابسته شده بودیم و همیشه کوه میرفتیم یا کلوپ های شبانه با دوستان.