انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: پ نه پ
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4
رفتم یه دونه از این کلوپها میگم دو تا دی وی دی بده لطفا.
میگه دی وی دی خام ؟
میگم پ نه پ ! یکیشو آبپز کن اون یکیشم سوخاری لطفا:-)
با گل رفتم بیمارستان
نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین
گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…
تو اتوبان گشت نامحسوس بخاطر سرعت زیاد متوقفم کرد
بهشون گفتم : می خوای جریمه ام کنی ؟
آقای پلیس گفت : پ ن پ با دو تا همکارام میخواستیم گل کوچیک بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم
Big Grin

رفتيم غار عليصدر، به رفيقم خفاش نشون دادم. ميگه واي خفاشه؟! گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اينجا سکونت دارن فعلا!
[b]دارم تو خونه رو ترد میل میدوام …. بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی …؟!؟!
پَ نه پَ کلاسم دیر شده عجله دارم !
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پَ نه پَ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازیم!!!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
رو دیوار مارمولک بود،داداشم دیده میگه مارمولکه؟
پـَـــ نــه پـَـــ سوسماره معتاد شده به این روز افتاده ببین عبرت بگیر !Big Grin
[/b]
اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم
-----------------------------------------------------------------------------------------
رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم ... دوستم میگه میخوای بکشیش ؟ پـَـ نـَـ پـَـ آبریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالیBig Grin
رفتم باغ وحش از نگهبان می پرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟
میگه بازدید کننده ای ؟
میگم پَ نَ پَ از اقوامش هستم اینورا کار داشتم گفتم سری بهش بزنم

رفتم دکتر واسه عمل بینیم
دکتر میگه:میخوای دماغتو کوچیک کنی؟
میگم:پـــ نــــ پـــ اومدم بکوبیمش سه طبقه بسازیم!


مادر بزرگ در حال بافتن کاموا بود نوه اش میپرسی ماد ر بزگ داری بافتنی میبافی میگه پ.ن.پ. دارم سبزه گره میدهم تا بختم باز بشه یکی بیا د خواستگاریم
دائم خمیازه می کشم ... میگه: خوابت میاد ؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین که دهنمو وا می کنم یه چیزی بهت بگم یادم میره !!!

صفحه‌ها: 1 2 3 4