ﺧـــــﻂ ﻋﻤــﺮﻡ ﮐــــــﻒ ﺩﺳـــﺖ ﻫـﺎﻳـﻢ ﻧﻴﺴـــﺖ
ﺑـﻪ ﻓـﺎﻟﮕﻴــﺮ ﺑﮕــﻮ :
ﺭﺩِ ﭘـﺎﻫـﺎﻱ ِ
ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨـــﺪ
دلم گرم خداوندیست که با دستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد !
چه بخشنده خدای عاشقی دارم که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم !
دلم گرم است ، میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم
برایت من خدا را آرزو دارم …