انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: سؤال ششم قدم اول الانان
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
وقتی که شخص بیمار آنطور که می خواهم نیست و از پذیرش آن امتناع میکند چه احساسی به من دست میدهد؟
هر موقع بیمارم رفتارهایش آنطور من می خواهم نیست خیلی ناراحت میشوم ورنجش می گیرم وحتی بعضی وقتها از اومتنفر می شوم اما مثل گذشته طولاني نمی شود و چیزهایی که در برنامه یاد گرفته ام استفاده میکنم عجز خودم رو دربرابر او پذیرفته وسکوت میکنم واجازه میدهم اوهم همان طور که دوست دارد زندگی کندواو را باعشق رها میکنم واین به من آرامش میدهد.

aseman

خوب اگر قبل بود از او متنفر میشدم وتا مدتی قهر میکردم واحترامش را نداشتم ولی امروز یاد گرفتم قرار نیست هر کسی طبق میل من رفتار کند ولی خوب من هم انسانم وجایزوالخطا وخیلی وقتها من هم ناراحت میشم وکمی دلخور وبا او با عصبانیت حرف میزنم ولی این زمانی هست که من تحت کنترل بیماریم قرار بگیرم وفراموش کنم که من هم بیمارم ولی در حال حاضر زیاد عصبانیتم را نشون نمیدم وفقط با خوبی وخوشی با او حرف میزنم ولی در درونم یک کمی دلخور میشم ویک تماس با راهنما وخواندن نشریه ودعای ارامش ارومم میکنه