انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: 25 دی
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
در يك روز گرم تابستان براي فرار از گرما به كنار ساحل رفتم در حاليكه ليمونادي در دست داشتم آنجا دراز كشيدم و به مردمي كه زير نور خورشيد بودند نگاه ميكردم مهم نبود چند نفر در ساحل وجود داستند ، نور خورشيد براي همه كافي بود . من يكساني حقيقت عشق را و راهنمايي خداوند را درك ميكردم مهم نبود چند نفر در جستجوي كمك از خداوند باشند بلكه همه تحت حمايت او هستند . براي شخصي كه معتقد است هرگز زمان ، پول عشق و يا هر چيز ديگري به حد كافي وجود ندارد ، اين يك خبر شگفت آور بود ! اين آگاهي در جلسات الانان هنگاميكه فردي در مورد نيروي برترش با يك عشق و حرارت فردي كه با او در تماس بوده صحبت ميكرداحساس ميشود احساس كردم نزديكي بيش از حد او با خداوند ، عشق كمتري براي من باقي ميگذارداما فكر كردم كه عكس اين درست است . اغلب وقتي مشاركت ديگران در مورد خوبي مراقبت كردن نيروي برتر از آنها مي شنوم .بيشتر احساس نزديكي به خداوند ميكنم . امروز سعي ميكنم بخاطر داشته باشم كه عشق كافي براي همه ما وجود دارد .


ياد آوري امروز ...

من ممكن است هر آنچه را بخواهم نداشته باشم ...اما امروز هر آنچه را كه نياز دارم دارا هستم . امروز به وضوح فراواني را جستجو خواهم كرد و بخود ياد آور خواهم شد كه عشق نيروي برترم آنقدر وسيع هست كه همه افرادي كه شهامت دارند ، خودشان را در وجود او قرار دهند . و او را حس كنند . اگر تمايل دارم ياد بگيرم تا خودم از قدرت بي پايان و گسترده خداوند منفعت ببرم .