انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: ای کاشهای عاشقانه
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7
کاش بودی . . .
وقتـی بغض مـی کردم . . .
فقطـ بغلم مـیکردی و مـیگفتـی . .
ببینم چشمـــــاتو . . . منـــــو نگاه کـن . . .
اگه گریــه کنـی قهـــــر مـیکنم میرمـــــا . . .!
فقط همـیــن …!!!
اي کاش مي دانستی
همین که
قاصدکی
را
فوت کنی
تا عطر نفس هایت
را با خود بیاورد
برای دلم کافیست
 [bgcolor=#FFF0F5]مدتهاست مصلحتی شده ام[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]          خوب ب____ودن مصلحتی[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]                      خنده ه_____ای مصلحتی[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]                             ایستادن ه___ای مصلحتی[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]                                        با این حال کاش یکبارم تورا[/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][bgcolor=#FFF0F5]                                                  مصلحتی حس می کردم ...[/bgcolor]
کاش خدا تو زندگی مثل داور فوتبال بود!!
 
وقتی زمین میخوردی وزخمی می شدی
 
میومد بالا سرت ومی پرسید:میتونی ادامه بدی؟؟
 
    کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ کنارت بشينه و    بگه “گریه کن” … اينقدر گريه کن تا آروم شي 
كاش بودنها را قدر بدانیم 

به خـــــدا قسم 

نبودنها 

همین نزدیكیهاست . . . !
 
[bgcolor=#FFF0F5]هـــــــر نفـــس ،[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]درد اســـت که میکشـــم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] !!![/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]ای کــاش یا بـــــــــــودی ،[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]یـــــا اصـــلا نبودی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] !!![/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]ایـــــن که هســـتی[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]و کنــــارم نیســــتی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFF0F5] ...[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد[/bgcolor]
کاش می گفتی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست.... «فریدون مشیری»
و با این ای کاش گفتن ها و افسوس خوردنها ، زندگی تو را دوباره به من نمیدهد!
هر چه بود گذشت و نگذشت هر چه در دلم نشست!
گرچه میگویند او که رفته است فراموش میشود ، اما عشق تو در دلم هیچگاه خاموش نمیشود.
ساده میتوان گذشت از هر اتفاق یا حادثه ای ، اما از تو به سادگی نمیتوان گذشت !
گرچه شکستی دلم را و بی وفایی هایت را در دلم گذاشتی و رفتی ، اما آنگاه که دلم بهانه ی داشتن تو را میگیرد ، نمیتوانم به دلم بفهمانم که تو به دردش نمیخوری!
نمیتوانم دلم را راضی کنم به اینکه تو دیگر در کنارم نیستی!
سخت میتوان گذشت از عشقی که روز و شبم بوده، لحظه به لحظه خاطره های زندگی ام بوده
 سخت میتوان گذشت از آن نگاه های لحظه دیدار ، از روز اول و آخرین دیدار….
سخت میتوان فراموش کرد خاطره های شیرین را ، در کنار هم بودن و آن بوسه های آتشین را!
و حالا به جایی رسیده ام که گاهی حتی فکر کردن به کسی دیگر محال است ، اینکه دل ببندم به دلی دیگر یک خواب است ، برای من بوسه از لبی دیگر حرام است!
[font][bgcolor=#FFF0F5]در حضور خارها هم می شود یک یاس بود[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]در هیاهوی مترسک ها پر ازاحساس بود[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]میشود حتی برای دیدن پروانه ها[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]شیشه های مات یک متروکه را الماس بود[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]دست در دست پرنده بال در بال نسیم[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]کاش می شد حرفی از "کاش می شد"هم نبود[/bgcolor][/font]
 
[font][bgcolor=#FFF0F5]هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود...[/bgcolor][/font]
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7