انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: درد، درد دل ،درد بی در مون
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2
دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردن کاکتوس می مونه …
هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …
من از این پس به همه عشق جهان می خندم ،
به هوس بازی این بی خبران می خندم ،
هرکه آرد سخن از عشق به او می خندم ،
خنده ی من از گریه غمگین تر است ،
کارم از گریه گذشته است به آن می خندم
زمان ورق ميخورد
تقويمها كهنه ميشوند، اما روزهای پر خاطره را پايانی نيست . . . !

تلنبار خاطرات خاک گرفته ام را
اگر می خواهی جست و جو کنی ...
به حتم در میان پستوهای بی حوصلگی ام می یابی
اما بی محابا در نزن که گرد دلم
تا ابد به سرفه ات می اندازد
و عزای سیاه پوشش به گریه ات
آرام که آمدی
اول از آیینه تنهایی بپرس از کدام سو
آنگاه به نرمی قدم بردار
که ناگزیر تخته های زوار در رفته روحم
پای برهنه ات را به خراش نیندازد
به گمانم جایی برای تکیه کردن نیست
تنها شانه های پوشالی مترسک خنده هایم
که ان هم استراحتگاه ناامنی است
اخر بارها هجوم سخت کلاغ های سیاه را دیده است
تصمیم با خودت...
هنوز هم جستجوی خاطراتم را در سر می پرورانی

هر قلبی "دردی" دارد .....
فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است !
برخی آن را در چشمانشان پنهان می کنند و
برخی در لبخند شان .....
بدترین درد
،دردی است که درعین اینکه آشنا همه هستی
درآشناها غریب وبی کس بمانی.
درد به لذت ختم می شود
 و تجربه ی درد انسان را به آرامش می رساند.  
اگر رنج را بدون ترسیدن بپذیری  
جوازی برای آزادی کامل بدست آورده ای.
زنها هرگز نمیگویند تو را دوست دارمولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داریبدان که درون آنها جای گرفته ای.
صفحه‌ها: 1 2