نه گفتن
ما به خاطر حفظ شادی و سلامت روانی خویش باید
بتوانیم در موارد در مقتضی جواب منفی بدهیم و از اینبابت احساس گناه نکنیم . (( آری )) گفتن و منظور (( خیر )) _داشتن ما را به خشم و افسردگی و رنجش هدایت می کند .میزان شادی ما در زندگی بسته به این است که تا چه اندازهخود را مسلط بر اوضاع و احوال بدانیم و بدست آوردن این تسلطغالبا با (( نه )) گفتن ممکن می شود . همچنین باید این مسئلهرا درک کنیم که دیگران هم برای (( نه )) گفتن دلایل خود را دارند .
ﺩﺭﮊﺍﭘﻦ ﻣﺮﺩﻣﯿﻠﯿﻮﻧﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﺩﭼﺸﻤﺶ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ
[align=right]ﺑﻌﺪﺍﺯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺷﺪﻥ ﺍﺯﺍﻃﺒﺎﺀ ﭘﯿﺶ ﺭﺍﻫﺒﯽ ﺭﻓﺖ
[align=right]ﺭﺍﻫﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﮐﺮﺩﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺭﻧﮓ ﺳﺒﺰ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ
[align=right]ﻭﯼ ﭘﺲ ﺍﺯﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺩﺳﺘﻮﺭﺧﺮﯾﺪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺸﮑﻪ ﺭﻧﮓ ﺳﺒﺰ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻭ
[align=right]ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍﺭﻧﮓ ﺳﺒﺰ ﺯﺩﻧﺪ
ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ
ﻭﻭﺳﺎﯾﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﻭﺣﺘﯽ ﻣﺎﺷﯿﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺳﺒﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ
ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺍﻭ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ .
ﺗﺎﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﻣﯿﻠﯿﻮﻧﺮ ﺭﺍﻫﺐ ﺭﺍﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﺮﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﺶ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ
ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺭﺍﻫﺐ ﺑﻪ ﻣﺤﻀﺮ ﻣﻴﻠﻴﻮﻧﺮ ﻣﯿﺮﺳﺪﺟﻮﯾﺎﯼ ﺣﺎﻝ ﻭﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﻣﺮﺩﻣﯿﻠﯿﻮﻧﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻡ
ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﻣﺪﺍﻭﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ...
ﺭﺍﻫﺐ ﺑﺎﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺍﯾﻦ ﺍﺭﺯﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﻧﺴﺨﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍ
ﺗﻨﻬﺎﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ
ﻋﯿﻨﮑﯽ ﺑﺎﺷﯿﺸﻪ ﺳﺒﺰ
ﺗﻬﯿﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩﻳﺪ !!
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺩﺭﺩﻫﺎﻳﺖ،
ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺩﻧﯿﺎﺭﺍﺗﻐﯿﯿﺮﺩﻫﯽ .
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﺗﻐﯿﯿﺮﻧﮕﺮﺷﺖ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺩﻧﯿﺎﺭﺍﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﺧﻮﺩﺩﺭﺑﯿﺎﻭﺭﯼ
ﺗﻐﯿﯿﺮﺩﻧﯿﺎﮐﺎﺭﺍﺣﻢﻗﺎﻧﻪ ﺍﯾﺴﺖ
ﻭﻟﻲ
ﺗﻐﯿﯿﺮﻧﮕﺮﺵ
ﺍﺭﺯﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﻭ
ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ .
دلایل مقاومت در مقابل تغییر :
- عادت به وضع موجود
- نیاز به صرف وقت برای آموختن مهارت های تازه
- ترس و ابهام از آینده
- دلایل مالی و اقتصادی
- ارتباطات کم و غیرمؤثر
- سن بیش تر و محافظه کاری
- به خطر افتادن امنیت
- ترس از اختلال در روابط گروهی و اجتماعی موجود
- ترس از اختلال در مبانی نفوذ و قدرت
راهها و روش های کاهش مقاومت در مقابل تغییر :
1.
مدیریت بهتر تغییر
2. افزایش میزان مشارکت
3. برگزاری جلسات توجیهی و دوره های آموزشی
4. مزایای تغییر و تحول بیش تر از مضراتش باشد
5. افزایش ارتباطات مؤثر
6. تقویت نیروهای پیش برنده تغییر
7. تغییرات، متعارف و تدریجی باشند
8. با ارزش ها و فرهنگ ها هماهنگ باشند
9. نفوذ در سازمان های غیررسمی
10. حمایت مدیران ارشد از حرکت های تغییر
اوبونتو
یک پژوهشگر انسان شناس در آفریقا ، به تعدادی از بچه های بومی یک بازی را پیشنهاد کرد . . .
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت : هر کسی که زودتر به آن برسد آن میوه های خوشمزه را برنده می شود .
هنگامی که فرمان دویدن داده شد ، آن بچه ها دستان هم را گرفتند و با یکدیگر دویده و در کنار درخت ، خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند !!!
وقتی پژوهشگر علت این رفتار آن ها را پرسید و گفت در حالی که یک نفر از شما می توانست به تنهایی همه ی میوه ها را برنده شود ، چرا از هم جلو نزدید ؟
آنها یکصدا گفتند :
" اوبونتو "
به این معنا که :
" چگونه یکی از ما می تونه خوشحال باشه ، در حالی که دیگران ناراحتند " ؟!
اوبونتو در فرهنگ ژوسا به اين معناست :" من هستم - چون ما هستيم . "