زنده شدن یک مرده!
من در منجلاب اعتیاد بودم و هرویین و مشروب معشوقه هایم بودند که از انها کام میگرفتم
اما نه کام زندگی کام مرگ
من مرگ را برای خودم نسیه میخریدم.من یک گرم یک گرم و یک پیک یک پیک مرگ میخریدم.باور کنید من مرگ را با چشمان خود دیده ام و او را بارها لمس کرده ام.میگفتم خدایا خسته شدم جوابمو بده
و اینچنین بود که با کمک انجمن معتادان گمنام زندان و تیمارستان و مرگ نصیبم نشد
اینکه چه دستی در کار بود و خواست خدا چه بود تا همچنان زنده باشم حقیقتی است که امیدوارم هم درکش کنم و هم شکرگذارش باشم
فکر میکنم خواست خدا این بود که توسط ما نشان دهد قدرت هر معجزه ای را دارد حتی معجزه ترک اعتیاد را
و شاید خواستش این بود که ما قصه خود را بگوییم تا دیگران بیدار شوند
دوست بهبودی شما امیر
وقتی کسی با شما مانند یک گزینه رفتار میکند
با خارج کردن خودتان از معادله به او کمک کنید تا انتخاب هایش را محدود کند
به همین سادگی . . .
شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد!
[font]زندگی فرصت چیدن گلهایی است که تنها در زمین می رویند ،[/font]
[font] فرصت را دریابیم[/font]
به هيــچ عنوان سعـي در اثـبات خـودم نـدارم !
ترجـيح ميـدم برچـسب اشـتبـاه بـخـورم ؛
تا اينـکه خــودم رو به بعـضي احمق ها ثابـت بکنـم ...
پــــروانــه مــن
آن کس که شکست بـــال پــرواز تــو را
مـی دانست که خاطـرات پــرواز تــو را خواهــد کشت
ولی خبــر نــداشت که تــو خــدایی مهربــان داری
که خودش بــال و پــرت خواهــد شــد...
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم