2014-03-15، 02:35
2014-03-15، 02:35
. اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی روزت مبارک .
2014-03-15، 02:36
. پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که
با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد
و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .
2014-03-15، 02:37
پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا
2014-03-15، 02:38
مرد یعنی کار و کار و کار و کار
یکسره در شیفت های بیشمار
مثل یک چیزی میان منگنه
روز و شب از هر طرف تحت فشار
مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو
ختم مطلب ، مرد یعنی جان نثار
خلقتش اصلا به این درد بود
تا درآرد روزگار از وی دمار
روز مرد مبارک
2014-03-15، 02:38
مرد یعنی: یک جهان بیچارگی، یک بلای خانگی.
سایه پر درد سر، یک هیولای دو سر.
یک کویر بی گیاه، زندگی با او تباه.
آسمانی بی فروغ،هر چه میگوید دروغ.
شوره زاری بی علف، عمر زن با او تلف…..
(سازمان حمایت از زنان کادو نگرفته در روز زن
سایه پر درد سر، یک هیولای دو سر.
یک کویر بی گیاه، زندگی با او تباه.
آسمانی بی فروغ،هر چه میگوید دروغ.
شوره زاری بی علف، عمر زن با او تلف…..
(سازمان حمایت از زنان کادو نگرفته در روز زن
2014-03-24، 09:44
ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﯿﺪ ﺗﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺍﺯ ﺭﻭﯼِ ﺧﺎﮎ ﺑُﺮﺩﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﻭﺝِ ﺁﺳﻤﺎﻧﻢ
ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡِ ﻫﺮ ﻋﺼﺮ ﺑﺎﺑﺎﯼِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺭﻭﺯِ ﭘﺪﺭ ﻣﺒﺎﺭﮎ ، ﺑﺎﺑﺎﯼِ ﻣﻬﺮﺑﺍﻧﻢ
ﺍﺯ ﺭﻭﯼِ ﺧﺎﮎ ﺑُﺮﺩﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﻭﺝِ ﺁﺳﻤﺎﻧﻢ
ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡِ ﻫﺮ ﻋﺼﺮ ﺑﺎﺑﺎﯼِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺭﻭﺯِ ﭘﺪﺭ ﻣﺒﺎﺭﮎ ، ﺑﺎﺑﺎﯼِ ﻣﻬﺮﺑﺍﻧﻢ
2014-03-25، 11:00
ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻣﻦ ﭘﻨﺪﺍﺷﺘﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ.
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻫﺎ ﺷﺎﮐﺮﻡ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ.
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻣﻦ ﭘﻨﺪﺍﺷﺘﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ.
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﺎﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﯾﺶ ﻫﺎ ﺷﺎﮐﺮﻡ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ.
2014-04-03، 07:12
چه راحت نوشتیم "بابا نان داد"
بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه "جوانیش" را داد...
بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه "جوانیش" را داد...
2014-04-27، 12:25
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری . . .
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه . . .
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری . . .