انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: : اشعار زیبای سهــراب سپهــری
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است
[align=right]که از حادثه عشق تر است
 
من‌ از نوشتن‌ مي‌ترسم‌. با ترس‌ به‌ زيبايي‌ و هنر نزديك‌ مي‌شوم‌. 
.....من مسلمانم.
[align=right]قبله ام يک گل سرخ.
[align=right]جانمازم چشمه، مهرم نور.
[align=right]دشت سجاده من.
[align=right]من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
[align=right]در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
[align=right]سنگ از پشت نمازم پيداست:
[align=right]همه ذرات نمازم متبلور شده است.
[align=right]من نمازم را وقتي مي خوانم 
[align=right]که اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
[align=right]من نمازم را پي "تکبيره الاحرام" علف مي خوانم،
[align=right]پي "قد قامت" موج.... 
روشن است آتش درون شب
وز پس دودش
طرحی از ویرانه های دور.
گر به گوش آید صدایی خشک:
استخوان مرده می لغزد درون گور.
دیرگاهی است در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است.
بانگی از دور مرا می خواند،
لیک پاهایم در قیر شب است.
..نقش هایی که کشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود.
طرح هایی که فکندم در شب،
روز پیدا شد و با پنبه زدود
...کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت  میان دو دیدار قسمت کنیم
به باغ همسفران 
[align=right]صدا کن مرا 
[align=right]صدای تو خوب است. 
[align=right]صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است 
[align=right]که در انتهای صمیمیت حزن می‌روید
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می‌ترسم. 
[align=right]من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم
و من، در طلوع گل یاسی از پشت انگشت‌های تو، بیدار خواهم شد. 
[align=right]و آن وقت حکایت کن از بمب‌هایی که من خواب بودم، و افتاد. 
[align=right]حکایت کن از گونه‌هایی که من خواب بودم، و تر شد. 
[align=right]بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند.
خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات. 
[align=right]اگر کاشف معدن صبح آمد، صدا کن مرا
صفحه‌ها: 1 2 3 4