انجمن بانیان بهبودی

نسخه‌ی کامل: سوگ آرزوها
شما درحال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب‌بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3
امشب به سوگ ارزوهایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم…

امشب شمع حسرت ارزوهای بر باد رفته ام ذره ذره اب میشود…

امشب برای مرگ ارزوهایم لباس سیاه پوشیده ام …

کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه دلم می امد…

کاش امشب تو بودی و دلداری ام میدادی و دفتر کال ارزوهایم را ورق میزدی …

اما…اما افسوس که تو نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست
بزرگ که میشوی:
غصه هایت زودتر ازخودت بزرگ میشوند،
دردهایت نیز!

غافل از آنکه لبخندهایت را،
درآلبوم کودکی ات جا گذاشتی...!
تو رو آرزو نکردم
این یعنی نهایت درد
خیلی چیزا هست تو دنیا
که نمی‌شه آرزو کرد
من نمیدونم چرا بعضیا به خراب کردن زندگی من بیشتر از زندگی خودشون اهمیت میدن... موندم من با ارزش شدم یا آدما فتنه تر...
اى دل دیگه تنهاباش وبسوز/دیگه چشمو به در ندوز/آخه اون دیگه پیشت نمیاد/رفتش دیگه فکرچشاش نباش/دنبال خنده هاش نباش/اون دلش دیگه تورونمیخواد/اى دل دیدى تنهات گذاشت ورفت/توى غم هات گذاشت ورفت/آره دوستت نداشت ورفت/رفتش اما عکساش کنارمه/فقط تنهایى یارمه/ببین توى صدام غمه.

.
به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا

یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا . . .

[/color]
اسم : آواره ، شهرت : سرگردان

شغل : عاشق ، آرزو : رسیدن به عشقم

امید : وصال ، تاریخ تولد : باد خزان

وفات : برگ ریزان ، محل تولد : در بغل یار !Confused
چه فرقی می کند
آن سوی دنیا باشم یا فقط چند کوچه آن طرف تر…؟!
پای عشق که در میان باشد
دلتنگی دمار آدم را در می آورد …
.
.
.
من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه،
که هیچ کدام از واژه هایش مترادف این “دلتنگی”های لعنتی نمیشود
کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد !
درد دارد…
.
.
.
تو که می آیی
پنجره ای باز می شود
پرده بی رنگ دلتنگی
کنار می رود
آرام میان جانم
خانه می کنی . . .
می خواهم از این آینه ها خانه بسازم
یک خانه برای تو جداگانه بسازم

یک خانه ی صحرایی بی سقف پُر از گُل
با دور نمای پَر پروانه بسازم

من در بزنم ، باز کنی ، از تو بپرسم
آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟

هر صبح مربای غزل ، ظرف عسل ، من
با نان تن داغ تو صبحانه بسازم

شاید به سرم زد ، سر ظهری ، دم عصری
در گوشه آن مزرعه میخانه بسازم

وقتی که تو گنجشک منی ، من بپرم باز
یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم

می ترسم از آن روز خرابم کنی و من
از خانه آباد تو ویرانه بسازم
نگران شب هایم نباش . . .
تنها نیستم !
بالشم. . .
هق هق سکوتم. . .
قرص هایم . . .
پاکت سیگارم . . .
لرزش دستانم . . .
همه هستن، تنها نیستم . . . !
..

.
نمیتوانم فراموشت کنم
فقط با خود سخت میجنگم که دیگر
به یاد نیارمت
اما نمیشود …

..
بعضی وقتــــــــا مجبوری تو فضــــــــای بغضت بخنــــــــدی

دلــــت بگــیــره ولـــی دلــگــیــری نــکــنی...

شــــــــاکی بشی ولی شکایت نکنــــــــی …

خیلی چیــــــــزارو ببینی ولی ندیدش بگیــــــــری …

خیلی هــــــــا دلتو بشکنن و تــــــــو فقط سکــــــــوت کنی...
صفحه‌ها: 1 2 3