انجمن بانیان بهبودی
12· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ - نسخه‌ی قابل چاپ

+- انجمن بانیان بهبودی (http://forum.banianbehboodi.ir)
+-- انجمن: انجمن معتادان گمنام NA (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=1)
+--- انجمن: قدمهای دوازده گانه معتادان گمنام (راهنمای کارکرد قدم) (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=233)
+---- انجمن: قدم یازدهم (راهنمای کارکردقدم) (http://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=244)
+---- موضوع: 12· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ (/showthread.php?tid=1322)



12· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ - mehdiast - 2013-11-06

· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟



RE: 12· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ - mohammad - 2015-01-12

احساس امنیت زیرا می دانم قدرتی چون خداوند همیشه در دسترس ودر پناه او هستم ..احساش اعتماد به نفس زیرا با وجود او از چیزی نمی ترسم ..احساس آرامش زیرا با وجود او احساس رضایت مندی وبی نیازی دارم .احساس فدرت که بزرگ ترین کمبود من است و می دانم که او دارد می خواهد به من ببخشد .دعا کردن خدا را تغییر نمی دهد بلکه دعا کننده را تغییر مثبت می دهد


RE: 12· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ - mehdiast - 2015-04-28

یک نکته مهم وجود داره که در چگونه احساس کردن نقش مهمی داره و اون زیربنای دعا هست...
تا موقعیکه باورم پیروزی در کاری باشه زیربنای کارم موفقیت میشه و تحت این فرمول اگر دعا کنم و جواب مثبت باشه حال روحانی ام خوب و در نقطه روبرو حالم بد میشه و این دعا عین خودمحوری هست!
باید روی تغییر باور خدامحوری به جای خودمحوری نظر داشته باشم. و به آرامی از دعا کردن استفاده کنم و طی دعا بگویم خدایا توان بده جواب هر چ شد بپذیرم و با خواست تو یکی شوم. هروقت از طریق باور دوم زندگی کردم احساس و روز خوبی داشته ام و من بر شرایط برتری داشته ام.اما باور اولی متغیر است.
نکته ی دیگر اینکه من هر دو باور را دارم یعنی بعضی روزها خودمحورم و بعضی روزها خدامحور پس اگر خودمحور بودم و جوابی نگرفتم یا بر خلاف میلم بود باز سهم خودم را انجام میدهم و انقدر اینکار را تکرار میکنم تا به نتیجه دلخواه ( یکی شدن خواست من و خداوند) برسم


RE: 12· احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ - amirjavadi - 2020-11-09

12_دعازمینه رابرای ارتقاءآگاهانه رابطه من باخداوندی که خود درک کرده ام رافراهم میکندوکمکم میکندتاازاین ارتقاء ونگهداری ازاین حالت روحانیم درزندگی استفاده کنم،بادعاکردن احساس میکنم چیزی درمن تغییرمیکند احساس رشد میکنم،صبورتر وقویتر میشوم،وپس ازمدتی متوجه این تغییرات درزندگیم میشوم و وقتی دست از رفتار وافکار خودخواهانه وبیمارگونه ام برمیدارم به آن آرامشی که حتی تصورش راهم نمیتوانستم بکنم میرسم.
احساسی که بیشتراوقات باآن وارد دعاکردن میشوم احساس عجز،ناتوانی، تنهایی وگاهی هم ناامیدی است،ولی زمانی که ازحال دعاکردن خارج میشوم احساس آرامش واعتمادبنفس پیدا میکنم، میبینم که جنگ ندارم وپذیرش مشکلاتم چقدر برایم راحتترشده است واحساس میکنم که نیرویی همیشه ودرهمه جا مراقب من است وداردازمن محافظت میکند.
زمانیکه مشغول دعاهستم دیگربه هیچ چیز وهیچ کس فکرنمیکنم،مادیات ومعنویاتم رافراموش میکنم ودر دریای بیکران خداوندی غرق میشوم،ارضاء میشوم وکمبودهایم برطرف میشود.
بعدازدعا،کمبود روحانی را اصلا حس نمیکنم دعاکردن باعث میشود قدر داشته هایم رابدانم وفقط برای امروز زندگی کنم ودرنهایت از اراده خداوندبرای خود آگاه شوم وازاومیخواهم تاقدرت اجرایش راهم بمن بدهد.?