![]() |
|
سلیمان و مورچه عاشق - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: انجمن داستان نویسی (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=249) +--- انجمن: عرفان (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=250) +---- انجمن: داستانهای عرفانی (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=265) +---- موضوع: سلیمان و مورچه عاشق (/showthread.php?tid=7245) |
سلیمان و مورچه عاشق - Atlas - 2015-11-26 [bgcolor=#F0FFF0]روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...[/bgcolor]
[bgcolor=#F0FFF0]تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...[/bgcolor] [bgcolor=#f0fff0]رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:[/bgcolor] [bgcolor=#F0FFF0]خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.[/bgcolor] |