ارسالها: 1,432
موضوعها: 12
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
355
من از یک درد بی درمان تو از اعجاز میگویی
من از کنج قفس اما تـــــــــو از پرواز میگویی
من از یک چـا ردیــواری محـدود کسا لت بــار
و تــو از یک فـضـای سـاده دلــبـاز میـگویــی
من از این بغض مانده در گلوی خویش میگویم
تـــو امــا از طـنـین دلـکــش آواز مـیـگـویــی
مـن از موسـیقی جانـکاه شـیون با تو میـگوـیم
تـو با من از صـدای روحبخـش سـاز میگویـی
من از پایان یـک عــمر سـراسـر درد میـنـالــم
تــو از زیـبــایــی گـلــواژه آغـاز مـیـگــویــی
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]