امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
9 آبان
#1
رويدادهاي خاص ، هنگاميكه با صداقت قدم سوم را فرا گرفته و خواسته و زندگيم را به خداوند واگذار كرده ام حس تسليم شدن را به من ياد آوري ميكند . چند سال بيش ، خواهرم متوجه شد كه مبتلا به تومور مغزي است . تشخيص ابتدايي بيماري او ترسناك و خوشبختانه نادرست بود . وقتي مطالبي در باره انتخاب هاي خواهرم در مورد نحوه معالجه اش شنيدم احساس كردم براي به نتيجه رسيدن بايد مسير خاصي را دنبال كند . من بيوسته و بي صبرانه منتظر انتخاب او براي معالجه بودم ، تا اينكه نظريه اي از شخصي كه مورد احترام من بود خواندم و او عقيده داشت صدمات شيوه اي كه من مدافع آن بودم ، به منفع ان ارجعيت دارد . هنگامي كه محدوديت هاي درك فردي خويش را تشخيص دادم . ، حس شتابزدگي در من جز ترس ، از چيز ديگري ناشي نمي شد . متوجه شدم تنها كار درستي كه قادرم انجام دهم اين است كه عشق و ترس خويش را تحت مراقبت نيروي برترم قرار دهم . من نمي توانم ادعا كنم كه ميدانم بهترين چيست ؟

یادآوری امروز
من ، دانشمند ، جادوگر و يا فيلسوف نيستم . حتي اگر هر سه خصوصيت را داشته باشم ، هنوز در قسمت مجهولات با توجه به دركم ، قادر نخواهم بود خود را بشناسم . همچنانكه محدوديت هاي خويش را تشخيص ميدهم ، بيشتر از هميشه از نيروي برترم كه از چنين قيدهايي رها است ، سباسگزارم .
"با گذشت زمان بسياري از عقايد كنوني شما رنگ ديگري خواهد گرفت و يا نقض خواهد شد . بنابراين . اندكي از قرار گرفتن در جايگاه قضاوت در مسائل بزرگ خود داري كن .
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  24 آبان MOZHGAN 0 961 2014-10-31، 11:52
آخرین ارسال: MOZHGAN
  23 آبان MOZHGAN 0 912 2014-10-31، 11:50
آخرین ارسال: MOZHGAN
  22 آبان MOZHGAN 0 911 2014-10-31، 11:48
آخرین ارسال: MOZHGAN
  21 آبان MOZHGAN 0 874 2014-10-31، 11:46
آخرین ارسال: MOZHGAN
  1 آبان mahla 0 828 2014-02-03، 09:52
آخرین ارسال: mahla

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان