ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
6- چند مثال زنده در مواقعی که عدم توانایی«نه» گفتن برابر دوستان همدورهای دارید، چه صدماتی زد. بنویسید و صدمات آن را برآورد نمایید!
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 403
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Dec
اعتبار:
99
پس از یک سال از ازدواجم یکی از دوستان همبازیم در خانه آمد و به من پیشنهاد داد که یک بازی روکم کنی راه انداخته است و وجود من برای از رو بردن حریفان خیلی لازم است. من که به همسرم قول داده بودم دیگر سراغ قمار و دوستان همدوره ای نخواهم رفت. وسوسه شدم و به هر کلکی بود همسرم را دودر کردم و مقداری پول از کمد برداشتم و با دوست همبازی به مخل قماربازی رفتم و همه پولهایم را باختم. در سال 55 دو سری بلیط بخت آزمایی گرفتم و فقط از دویست برگ بیست برگ 5 تومنی بردم و از اینکه توبه و قولم را شکونده بودم احساس شرمساری و خجالت داشتم. سال 55 رو برد تیم فوتبالی شرط بستم و مبلغ زیادی را باختم. در سال 56 در یک بازی بیلیارد اتومبیل و همه پولهایم را باختم و در همان باشگاه به قرآن قسم خوردم که دیگر بیلیارد بازی نکنم اما نتوانستم بعهد خودم تا سال 57 که باشگاه های بیلیارد تعطیل شد وفا کنم. من بازی بیلیارد زیاد بلد نبودم اما کورکوری زیاد میخوندم و همیشه برایم کلک جور میکردند و بازنده بودم.