ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
این سوال ها هم همانند سوال قبلی پاسخ مشهابهی دارد و ترس ها و خود خواهی و تایید طلبی ها مرا از حس همسانی با دوستانم دور نموده بود
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
50_بله،زیاد،برای اینکه مشکل اعتیادم به چشم نیایدوانگشت نمانشوم برای ظاهرسازی ونشان دادن کارت ورزش درچندین باشگاه ثبت نام میکردم،،،درقلبم همیشه احساس خودکم بینی وحسادت نسبت به آنهامیکردم چون میدیدم همگی سالم وسرحال هستندوبرای سلامتیشان ورزش میکنند،،،،،بله،چون روابط عمومی خوب وگرمی داشتم باهمه دوست بودم وهمه میخواستندبمن کمک کنندتاپیشرفت کنم،،،،،،بله،من فقط شارژ باشگاه راپرداخت میکردم وچون رو نمیومدم اونجارو ول میکردم میرفتم سراغ یه باشگاه ویا یه ورزش دیگه،،،،، توقع داشتم با خوردن قرص وزدن آمپول وپروتئین هیکلی بهم بزنم تاکسی متوجه مصرف موادمخدرواعتیادم نشودونقشم، نقش، یک آدم متوهم،رویاپرداز،حسود،تنبل،بدون هرگونه تلاش وپشتکار،وبدون هرگونه اقدام وعمل،مغرور وقدرت طلب وناصادق باخودم ودیگران......
ولی وقتی در انجمن حضورپیداکردم قلبا ماندم چون همه همدردهامو واقعادوست داشتم چون همگی یکدل ویکزبان بودیم حسادت نداشتم باهمه دوست بودم اما رقابت سالم در بهبودی باهمه داشتم وحالاهم دارم قدم کارمیکنم راهنماورهجودارم خدمت میکنم دعاومراقبه ومطالعه میکنم ودرمسیر بهبودی هستم?