امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلتنگی کودکی ها
#1
دلم برای کودکیم تنگ شده
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم
و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت
به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
از نجاری ها که می گذشتم
گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#2
روزگار کودکی یادش بخیر
یاد شبهای خوش و شادش بخیر
زندگی مثل سلامی ساده بود
زندگانی صبح و شامی ساده بود
سفره نان و پنیری داشتیم
در نداری چشم سیری داشتیم
وقت بخشش دست ما لرزش نداشت
مال دنیا اینقدر ارزش نداشت
آدما تاب و تحمل داشتند
بر خدا خیلی توکل داشتند
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#3
یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود

روبروی بچه‌ها، قصه‌گو نشسته بود

‌قصه‌گو قصه می‌گفت، از کتاب قصه‌ها

قصه‌های پرنشاط، قصه‌های آشنا

قصه باغ بزرگ، قصه گل قشنگ

قصه شیر و پلنگ، قصه موش زرنگ

آقای حکایتی اسم قصه‌گوی ماست

زیر گنبد کبود، شهر خوب قصه‌هاست

ستاره بود بالا، شکوفه بود پایین

قصه ما تموم شد، قصه ما بود همین

پایین اومدیم آب بود، رفتیم بالا آسمون

تا قصه‌های دیگه، خدا نگهدارتون

بخونید به یاد کودکیهامون

مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
می خواهم برگردم به روزهای کودکی !
آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود. عشق تنها در آغوش مادر خلاصه می شد.
.
.
.
بالاترین نقطه زمین شانه های پدر بود. بدترین دشمنانم خواهر و برادر خودم بودند. تنها دردم زانوهای زخمی ام بود.تنها چیزی که می شکستم اسباب بازی هایم بودند. و معنی خداحافظ تا فردا بود...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#5

مقصد ...

مال ِ شهر ِ قصّه ی ِ بچّه گی ها ست ...

دنیای ِ آدم بزرگ ها ...

فقط جادّه دارد ...!

کاش تا آخر کودک مي ماندم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6
ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺩﻝ ﺩﺍﻏﯽ ﺩﺍﺭﺩ... ﺷﺎﭘﺮﮎ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺷﻤﻊ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ... ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻗﻔﺴﻬﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ... ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﯾﺎﺩ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﺻﻔﺎﺋﯽ ﺩﺍﺭﺩ
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#7
ﺍﯾــﻨـﺠـــــــﺎ …
ﺩﺳــﺖ ﻫــﺮ ﮐـــﺲ ﺭﺍ ﮐــﻪ ﻣـﯿـﮕـﯿــــﺮﯼ ﺑــﺮﺍﯼ {ﺑـﻠـﻨــــﺪ ﺷـــﺪﻥ}
ﺁﻣـــﺎﺩﻩ ﻣــﯽ ﺷــــﻮﺩ ﺑــﺮﺍﯼ {ﺳـــﻮﺍﺭ ﺷــــﺪﻥ} … !
ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺍﻡ...ﯾﺎﺩﺵ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﻗﻬﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﻌﺪ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪ
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#8

کاش میشد هنوز کودک بود،هنوز دلگرم به لبخند یک عروسک بود،
کاش میشد صاحب دلی بی لک بود در آسمان آبی به دنبال لک لک بود،
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#9


گاهی دلت از سن وسالت می گیرد
می خواهی کودک باشی
کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
و آسوده اشک می ریزد .
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بی صدا خفه کنی
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#10
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی داشت آب شور دریا را با آبنبات چوبی کوچکش شیرین می کرد
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دلتنگی NASIB 52 23,247 2015-07-26، 11:08
آخرین ارسال: tamana
  دلتنگی های من sadaf 91 38,850 2015-06-07، 06:17
آخرین ارسال: مرسده
  دلتنگی تو NASIB 49 21,506 2015-04-06، 07:53
آخرین ارسال: Arghavan
  مرداب دلتنگی mehdiast 14 6,835 2015-03-01، 05:05
آخرین ارسال: sadaf
  دلتنگی یعنی MOZHGAN 10 5,458 2014-12-27، 04:48
آخرین ارسال: Rzh

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان