امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هوشنگ ابتهاج ( ه . الف . سایه )
#4
شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت
دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت 
 
شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست
دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت 
 
نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست
صدای خنده فغان گشت و در 
ترانه
 گرفت 
 
زهی پسند کماندار فتنه کز بن تیر
نگاه کرد و دو چشم مرا نشانه گرفت 
 
امید عافیتم بود روزگار نخواست
قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت 
 
زهی بخیل ستمگر که هر چه داد به من
به تیغ باز ستاند و به تازیانه گرفت 
 
چو دود بی سر و سامان شدم که برق بلا
به خرمنم زد و آتش در آشیانه گرفت 
 
چه جای گل که درخت کهن ز ریشه بسوخت
ازین سموم نفس کش که در جوانه گرفت 
 
دل گرفته ی من همچو ابر بارانی
گشایشی مگر از گریه ی شبانه گرفت
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
RE: هوشنگ ابتهاج ( ه . الف . سایه ) - توسط ARSAM - 2014-12-11، 02:04

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان